دوشنبه 16 شهریور1388
ادعای تازه ترک ها: مقبره دانیال نبی در ترکیه است !
قابل توجه مسئولین محترم
استان مرسين در جنوب تركيه دركنار اهميت راهبردي بندر مرسين به عنوان مهمترين بندر در شرق درياي مديترانه، از نظر آثار باستاني و باورهاي تاريخي جاذبههاي قابل توجه و تاملي دارد اما به تازگی ادعاي وجود مقبره دانيال نبي (ع) در اين منطقه نیز شایع شده است!
به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از ایرنا، ادعاي وجود قبر دانيال پيامبر(ع) در اين منطقه موضوع تازهاي است كه در تركيه در حال شكلگيري است و از اين نظر نيازمند تامل است.
قبر دانيال نبي بنا به بسياري از ادله تاريخي در شهر شوش ايران و مكاني كه امروزه آن را شوش دانيال مينامند قرار دارد.
بررسي ها از منطقه تاريخي مرسين مبين آن است كه گويا با فرو ريختن كف مسجدي كه روي قبري احداث شده، مقبرهاي كشف شده است كه برخي مدعي هستند كه اين مقبره متعلق به دانيال نبي است.
كاوشگران و باستان شناسان در صدد احياي رازهاي اين قبر هستند.
* دانيال نبي(ع)
حضرت دانيال (ع) يكي از پيامبران بني اسرائيل (قرن هفتم قبل از ميلاد) است . دانيال به زبان عبري به معناي خدا حاكم من است .
در تاريخ آمده است، در سال 655 قبل از ميلاد اين پيامبر خدا را به دربار نبوكد نصر- پادشاه بابل - به اسارت بردند.
اولين واقعهاي كه سبب نفوذ دانيال نبي در دربار بابليان گرديد، تاويل خواب نبوكد نصر از سوي او بود.
به اذن خداوند دانيال نبي علم تاويل خواب را آموخته بود .
دانيال بدين گونه پيغمبري خود را آشكار نمود و مورد توجه آن پادشاه قرار گرفت ، اما اطرافيان شاه همواره در صدد توطئه چيني عليه وي و رسالتش بودند.
اين موضوع سبب شد تا وي به همراه عدهاي از پيروانش به ايران مهاجرت كرده و در شهري به نام شوش ساكن شود .
دانيال نبي (ع) در آن شهر به ترويج آيين يكتاپرستي و دين آسماني پرداخت و همان جا نيز وفات يافت.
آرامگاه دانيال نبي در ساحل شرقي رودخانه كرخه و روبه روي تپه ارگ قرار دارد.
برخي از مورخان نيز گفتهاند كه آرامگاه دانيال نبي عليه السلام در بستر رود كرخه واقع است كه شهر شوش در كنار آن بنا گرديده است .
بناي زيارتگاه شامل دو حياط است كه دورتادور آن حجرهها و ايوانهايي ساخته شده است و بر روي بنا نيز گنبدي مخروطي و پلهاي شكل قرار دارد كه نوع رايج گنبدهايي است كه پيشتر در معماري منطقه وجود داشته است .
* ادعاي تركها
اما به رغم اين اسناد ثبت شده در تاريخ اين روزها در تركيه نيز اين گونه شايعه شده است كه مقبره دانيال نبي در يكي از استانهاي اين كشور به نام مرسين كشف شده است.
مرسين در جنوب تركيه و در كناره درياي مديترانه كه زماني ميزبان تمدن هاي بزرگ منطقه بود، از نظر آثار باستاني و تاريخ و فرهنگ از جمله استانهاي ناشناخته تركيه است.
منطقه طرسوس از توابع استان مرسين يكي از مراكزي است كه مردمان اين منطقه معتقدند كه قبر دانيال پيامبر(ع) در اين منطقه قرار دارد.
عبدالبحري يلديز باستانشناس و مدير موزه طرسوس از توابع استان مرسين، در خصوص حادثه كشف اين محل گفت: در ماه مارس 2006 ميلادي با كمك شهرداري و زن و شوهر خيري از محله، مقرر شد در ورودي اين مسجد محل وضو براي نمازگزاران احداث شود.
با شروع عمليات ساختماني روشن شد كه در زير مسجد سازههاي باستاني وجود دارد و عمليات متوقف و با هماهنگي اداره ميراث فرهنگي مقرر گردد در اين محل حفاريهاي آركئولوژيك صورت گيرد.
بحري يلديز گفت: در همين منطقه قبر نماديني در سال 1857 براي دانيال پيامبر از چوب ساخته شده بود كه در سال 1960 ميلادي با پوسيده شدن چوبها، مرمري بر قبر نمادين ساخته شد. در عمليات خاكبرداري از زير مسجد اين قبر نمادين نيز برداشته شد و در ابتداي حفاريها قطعهاي از پل بلندي كه پيش بيني ميشود در قرن اول بعداز ميلادي بر روي رودخانهاي ساخته شده كشف گرديد.
به گفته بحري در ادامه حفاريها در بستر اين رودخانه آثاري از معبدي كه قبر دانيال پيامبر در آن قرار دارد كشف گرديد و اين نشان ميدهد دست اندركاران در سال 1857 ميلادي كه قبر نماديني روي اين سازه باستاني احداث كرده اند، از قرارداشتن قبر واقعي دانيال پيامبر در اين منطقه مطلع بوده اند.
بحري يلديز گفت: در صفحه 383 كتاب قصص انبيا نوشته علامه احمد بن محمد بن ابراهيم به تاريخ 427 هجري قمري و 1006 ميلادي آمده است: در زمان خليفه عمر 630 تا 640 بعد از ميلاد، منطقه طرسوس توسط سپاه اسلام فتح ميشود.
وي ادامه داد : ابوموسي اشعري فرمانده سپاه اسلام در مرحله بازسازي شهر، خانه مهر و موم شدهاي كه درون آن صندوقي قرارداشت را كشف كرد.
اشعري صندوق را باز كرده و در داخل آن جسد غول پيكر و انگشتر بر دستي را مييابد كه كفن زركوب شدهاي داشت. روي انگشتر نقش پسر بچهاي را مي بيند كه در دو طرفش شيري نشسته است.
بحري ادامه داد : در قصص الانبيا آمده است كه انگشتر توسط فرمانده به عمر فرستاده ميشود و او نيز اين انگشتري را به حضرت علي (ع) نشان ميدهد.
حضرت علي (ع) نيز ميفرمايند اين انگشتر متعلق به دانيال پيامبر است.
ايشان ميفرمايند، چراكه نقش موجود در روي انگشتر نيز نمادي از سرنوشت دانيال پيامبر است.
بحري افزود : روي اين فرمايش، عمر به فرمانده خود در طرسوس دستور ميدهد براي جلوگيري از كشف جنازه آن را در زمين بسيار گودي دفن كند.
موسي اشعري نيز با عوض كردن مسير رودخانه جسد را در عمق مناسبي از بستر رودحانه دفن كرده و با محكم كاري روي قبر به وسيله ملات، دوباره مسير رودخانه را به حالت اوليه باز ميگرداند.
به گفته بحري، بستر رودخانه تاريخي بردان نيز در ۲۰متري شرقي مسجد مقدسي قرار دارد كه قبر دانيال پيامبر در زير آن كشف شده است.
او اضافه كرد: در حفاريهاي آركئولوژيك مشاهده شد كه در اين منطقه كانالي براي انحراف رودخانه به دوبخش احداث شده است. افزون براين چهار سكه برنز اسلامي متعلق به دوره چهار خليفه از داخل ملاتي كه در عمليات انحراف رودخانه به كار برده شده، كشف گرديد و اين خود نشان ميدهد قبر دوره عمر و يا بلافاصله بعد از دوره عمر ساخته شده است. يافتهها با مندرجات كتاب مذكور نيز همخواني بسيار زيادي دارد.
بحري از يافتههاي ديگر مانند كشف سنگ نوشتهاي نيز خبر داد كه توسط كرسي باستانشناسي دانشگاه مرسين بررسي شده و نوشتههاي آن حكايت از وجود قبر دانيال پيامبر در اين منطقه دارد.
او در خاتمه گفت: فعاليتهاي باستانشناسي در اين منطقه همچنان ادامه دارد.
شايان ذكر است، درستي و صحت اين روايات مستلزم تحقيق علما و انديشمندان متون اسلامي است.
مسئولان فرهنگي تركيه براي شناساندن اين منطقه به جهانيان برنامه سفر گروهي از خبرنگاران خارجي به اين منطقه ترتيب داده بودند كه گزارش مزبور حاصل اين سفر است.
بدون ترديد مراقبت و حفظ مواريث فرهنگي كشورها از جمله فرهنگ و ميراث گرانبهاي ايران اسلامي در كنار مسوولين بر عهده مورخان، باستانشناسان و تمامي كارشناسان است كه با شناساندن ميراث تمدن بزرگ كشورمان مانع از مصادره آنها در باورهاي ديگر شوند.
دوشنبه 24 فروردین1388
آیین ومذهب در شوش
استفاده از مطالب با ذکرمنبع بلا مانع است
لطفا برای ارتباط بیشتر در خبر نامه عضو شوید
با سلام خدمت دوستان خوبم که مرتب با نظراتی که می دهند من را دلگرم می کنن که بتوانم مطالب جدید تری را برای شما از شهرمون شوش به دست بیارم و در اینجا بزارم امید وارم که نتوانم نظر شما را جلب کنم مطلب امروزرو من در مورد آیین ومذهب در شوش انتخاب کردم که شاید بتونم مذهب دیرنه شهرمون رو به همه وعظمتی رو که داشته به تمام جهانیان معرفی کنم . روح الله پورطالب/ پان شوشیسم
آیین ومذهب در شوش
آیین و مذهب در شوش ، جدای ازآیین دیگر در سرزمین پهناور ایران نبود هر چند که مناطق مختلف ،آیین و مذاهب گوناکون را داشته اند شوش ، نیز مانن دیگر شهر های ایالاتهای ایران در هر مقطع زمانی با آیین نو ولی همانن به آیین ومذاهب قبلی روزگار سپری نمود . با توجه به اینکه اگر بخواهیم ادیان و مذاهب شوش را در گذر زمان هر چند خلاصه بررسی نماییم ناگزیریم گذری به ادیان باستان بزنیم تا شوش را که یکی از شهرهای مهم عیلام بود در خلال آین و مذاهب عیلام بررسی نماییم . لذا برای آغاز این مبحث نگاهی به آریانهای ایرانی فلات ایران می افکنیم .
آریانها (شعبه ایرانی )
یکی از شعب مردمان هند و اروپایی آریانهامی باشند که بعد از جدایی از مردمان هند و اروپایی بطرف جنوب رفته و به شعبه های مختلف تقسیم شدند : شعبه هندی ، شعبه ایرانی ،شعبه سکایی ،که بعضی از محققین عقیده دارند که اینها (شعبه سکایی ) از ایرانی های بوده اند، چه زبان آن ها از زبانهای ایران شمالی است. جهت آمدن آریانها به فلات ایران معلوم نیست چه بوده لکن اوستامملکت اصلی آریانها را ایران واج یعنی مملکت آریانها می نامد .
از تحقیقات محققین حاصل شده است که در مغرب ایران مردمانی بودنه اند موسوم به کاس سو ، که نژادآن ها معلوم نیست ولی در گیلان کادوسیان ،در مازندران تپوریها ،در جنوب غربی عیلامیها :،سواحل خلیج فارس و عمان از حبشی ها بوده ،بهر حال وقتی که آریانها به فلات ایران امده اند در اینجا مردمانی یافته اند که زشت و از حیث نژاد و عادت ، اخلاق و مذهب از انها پست تر بودند زیرا آریانها مردمانی بومی را (دیو) نامیده اند
راجع به مذهب آریانهای ایرانی باید در نظر داشت ، که مدتها مذهب آنها با مذهب هندیها یکی بود ، چنانکه به زبان واحدی هم تکلم می کردند ولی در قرون بعد جدایی مذهبی بین آنها روی داد . که می توان تاریخ جدایی را بین قرنهای هشتم و چهاردهم ق.م ذکر کرد .
مذهب آریانهای ایران چه بود ؟ از مطالعات محققین در مذهب هندیها و مقایسه آن با نتیجه مطالعات در اوستا این عقیده حاصل می شود که آنها معتقدبودند به یک عده از وجودهای خیر و خوب ،که گنجها و ذخایر طبیعت را به انسان می رسانیدند . در میان این ذخایر مهم تر از همه چیز روشنایی و باران بود ونیز اعتقاد داشتند به وجودهای بدو و تیره ، که باموجودات خوب در جنگ بوده و آنها نمی خواستند که انسان سعادتمند باشد . روح الله پورطالب
شب ،زمستان ،خشکسالی ،قحطی ،امراض ،مرگ سایر بلایات را از وودهای بدی می دانستند. مشخص است که وجودهای اولی را می پرستیدند ، حمد و ثنای آنها را می گفتند یا می خواندند وبرای آنها نیاز و نذر می کردند در حالیکه ارواح بد را دشمن می داشتند وبرای محفوظ ماندن از شر آنها به اورادی متوسل می شدند که بعدها باعث ترقی سحر و جادو گری در ایران گردید و زرتشت بر ضد این خرافات قیام کرد .
برخی محققین به این باورند که پرستش ورثرغنا (رب النوع رعد ) و میثر (رب النوع آفتاب ) در این زمان در مذهب آریانهای ایرانی داخل بود . آفتاب را چشم آسمانی می دانستند و رعد راپسر آن : بعبارت دیگر باید گفت که آریانهای ایرانی مانند آریانها ی ایرانی مانند آریانهای هندی عناصر را می پرستیدند ولی بعد بتدریج ترقی کرده بدرجه پرستش خدایی یگانه رسیدند و معلوم نیست که این ترقی در زمانی بوده است ولی آنچه مسلم است آریانهای ایرانی زودتر از آریانهای هندی به درجه ترقی رسیدند .
اریانهای ایرانی هرچند از حیث تمدن پست تر از بابلیها و آسوریهغا بودند ولی در عوض در اخلاق بر انها برتری داشتند چرا که معتقدات مذهبی آنها برتری داشتند چرا که معتقدات مذهبی آنها سعی و عمل ، یعنی کوشش و کارکردن رات باراستی و درستی تشویق می کرد و ایرانی های قدیم دروغ را یکی از بزرگترین ارواح بد می دانستند .
«کریستین سن» به نقل از «نیبرک » می نویسد (دین قدیم آریانها بر پرستش قوای طبیعت وعناصر و اجرام سمساری استوار بود . معذالک از زمان بسیار قدیم خدایان عمده طبیعت دارای خصوصیات اخلاق واجتماعی می شوند . / روح الله پورطالب
ادامه دارد

