یکشنبه 25 فروردین1387
اشغال خوزستان توسط انگلیسی ها
استفاده از مطالب با ذکرمنبع بلا مانع است
لطفا برای ارتباط بیشتر در خبر نامه عضو شوید
به نام ایزد دانا
با سلام خدمت شما دوستان نوشته جدید من را یکی از دوستان زحمت
آن را کشیده است و من هم با توجه به شیوه نوشتار و همچنین مطالبی
که در مورد خوزستان بود در وب لاگ قرار دادم تا شما هم بتوانید
استفاده نمایید این نوشتار در چند بخش تقسیم شده که خدمت شما ارائه
می دهم با تشکر روح الله پورطالب /پان شوشیسم
اشغال خوزستان توسط انگلیسی ها
پس از فتحلیشاه قاجار خوزستان به دلیل ثروت های طبیعی اش چشم طمع بیگانگان را به خود دوخت . در سال 1273 قوای کشور متجاوز انگلستان وارد خوزستان شد و هرج و مرج گسترش یافت . تا سرانجام توسط دولت قاجار با اعزام رجال و حکمرانهای مختلف به خوزستان کمی آرامش و نظم حاکم شد . در سال 1305 حسین قلی خان نظام السلطنه به حکومت بختیاریهای خوزستان در آمد و در بهبود شهر کوشش نمود . در سال 1888 میلادی انگلستان امتیاز کشتیرانی در رودخانه کارون را از ناصرالدین شاه قاجار گرفتند و شروع به جولان دادن در آبهای گرم سرزمین آریایی خوزستان کردند . یکی از بزرگترین فتنه های انگلیس ها و آمریکایی ها در خوزستان توطئه شیخ خزئل معلون بود . این حرکت ننگین در تاریخ ایران به دست رضا شاه پهلوی خنثی و ریشه کن شد . خزئل و یارانش برای تجزیه خوزستان و گسترش حکومتهای ملوک الطوایفی در ایران کوشش کردند تا بیگانگان برای استعمار و استثمار این کشور و مردمان آن با دستانی باز اقدام نمایند که خوشبختانه به دست رضاشاه پهلوی و با ایجاد یک ارتش منظم و قدرتمند نابود گردید . شادروان ملک الشعرای بهار در سروده ای ماندگار به نام نفرین بر انگلستان این پیر شوم استعمار پرده از خیانتهای این اهریمن جهانی برداشته است :
ننگ تاریخ بر انگلستان باد
انگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی
ز آسیا آواره گردی وز اروپا پا شوی
چون به یاد آری ز آبادان و کشتی نفت
موج زن از شور دل مانند دریا شوی
خطه بحرین را سازی به ایران مسترد - (بحرین توسط انگلستان از ایران تجزیه شد )
بی نصیب از غولگاه لولو لالا شوی
عشق بلع نفت خوزستان و موصل را به گور
برده و آواره از دنیا و مافیها شوی
هرکجا دیدی جوانمردی وطن خواه و غیور
از میان بردی اش تا خود در جهان آقا شوی
عهد بستی بی طرف مانی تو در کار هرات- ( هرات بخشی از ایران بود که توسط انگلستان جدا شد )
چو پسندیدی که ناگه بر سر حاشا شوی ؟
آتش جنگ عمومی را نمایی شعله ور
قتل میلیون ها جوان را علت اولی شوی
شادروان ملک الشعرای بهار
شهرهای باستانی خوزستان
ابواسحق ابراهیم اصطخری جغرافی دان مشهور در کتاب مسالک الممالک ( ص 90 تا 95 ذکر دیار خوزستان ) شهرهای و مکانهای مهم خوزستان را به شرح زیر نوشته :
هرمزد اردشير= اهواز
رام اردشير = رامشير در اهواز
رام هرمزد = رامهرمز در اهواز
دژپل = دزفول
وه انتيوك شاپور = گندى شاپور یا جندی شاپور
شوش اير كرت = شوش ساخته شده توسط ايرانى ها
ايران خوره كرت شاپور = شهرى در نزديكى شوش
ايران آسان كرت كواذ = شهرى در نزديكى شوش
سوسن كرت = سوسنگرد
شادگان ، دشت ميشان = دشت آزادگان
مهروبان = ماهشهر شادروان شوشتر
شادروان دژپل
بند شاپورى يا خدا آفريد در هرمزد اردشير
نام برخی پلهای مشهور باستانی خوزستان
پل كسرى در اطراف بهبهان
پل دختر ارجان در اطراف بهبهان
پل آب شور يا اوسور دزفول
پیرامون شهر آبادان و وجهه تسمیه آن
آبادان از شهرهایی است که پس از اسلام ساخته شده است و نامش از عبادان گرفته شده . منسوب به عبادابن الحصین حبطی است که در روزگار حجاج بن یوسف ثقفی می زیسته . بلاذری می نویسد چون زمین این شهر در دست حمران بن ابان غلام عثمان بوده است و حمران آن را به عباد بخشید بدین جهت عبادان نام گرفت . تاریخ نشان داده است که پس از یورش اعراب به ایران شهرهای کشورمان به عنوان هدیه و غنیمت بین اعراب تقسیم می شده است . پس از نام گذاری عربی بر روی شهر ایران مردم و دولتهای وقت به مرور زمان جهت ایرانی کردن هویت آبادان ع عبادان را به الف پارسی تبدیل کردند و عبادان به آبادان تغییر نوشتاری کرد .
کلبی نوشته است اولین کسی که در آنجا ( آبادان ) به تخت نشست عباد ابن الحصین حبطی بوده است و به همین جهت عبادان نامیده شد .
اصطخری در ص 32 آورده است : در عبادان قلعه ها و دژهایی ساخته شده تا از یورش مردم قطر و سواحل خلیج فارس به دانجا جلویگری شود تا دزدان دریایی نتوانند وارد شهر شوند .
ابن بطوطه در صفحه 139 آورده است عبادان دهی بزرگ است که شوره زار می باشد و آبادانی در آنجا نیست جز مساجد برای صالحان
ناصرخسرو قبادانی در سال 443 هجری قمری از خوزستان عبور کرد و در سفرنامه اش در صفحه 134 آورده است : جانب جنوبی عبادان خوردریای محیط است که چون مد باشد تا دیوار عبادان آب گیرد و چون جزر کم شود از دو فرسنگ دور شود .
یاقوت حموی در صفحه 219 جلد هشتم کتابش نوشته است میان روزان یعنی وسط النهار و آن جزیره ایست در پایین بصره که عبادان در آن قرار دارد . رود دجله دو طرف آنرا فرا گرفته است و به دریای پارس ( خلیج فارس ) می ریزد و یک شاخه آن راه کسانی است که به بحرین و کشورهای عرب می روند . شاخه دیگر راه کسانی است که عازم کیش و خاک پارسیان هستند . در عبادان نخلهای بسیاری است .
پیرامون اهواز و وجهه تسمیه آن
اهواز در زمان ساسانیان هرمزداردشیر نام داشته است . نام خود اهواز از واژه اوزایا ( اوجاما ) گرفته شده است . مهم ترین سند این گفته کتیبه داریوش بزرگ در بیستون کرمانشاهان است که به راستی اگر امروز نبود معلوم نبود بیگانگان چه سواستفاده هایی از شهرهای آریایی ما میکردند و برای خود سند سازی جعلی و عربی می کردند . مانند شاهنامه فردوسی که در سازمان ملل یکی از دهها سند ما ایرانیان در اثبات نام خلیج فارس ( دریای پارس ) بود و درخشش می کرد . علاوه بر بیستون در نقش رستم کتیبه ای وجود دارد که از واژه خواجا نام برده شده است . حمزه اصفهانی نیز گفته است : اردشیر بنای آبادانی شهر اهواز را گذاشت و فرمان به ایجاد دو شهر مهم داد که یکی مقر اشراف و بزرگان ایران است و دیگری محل بازاریان و تجار ایران که به زبان پهلوی هوجستان واجار ( خوزستان بازار ) گفته می شود . بنای اصلی شهر اهواز بسیار کهن تر از ساسانیان است . احتمال بسیار به زمان عیلامیان بر میگردد . زیرا شهری مهم در زمان عیلامیان ساخته شده بود که در حومه اهواز کنونی است به نام اوکسن .
اهواز بر طبق تمامی اسناد باستانی از واژه اوزیا یا اوجیا گرفته شده است ولی یاقوت حموی به اشتباه اهواز را از جمع هوز عربی دانسته است و از مردمان اهواز به بدی یاد کرده است که بدون شک فاقد ارزش تاریخی است . در کتیبه 2500 ساله بیستون از اهواز به نام اوزا یا اواجا نام برده شده است که محکم ترین سند بر این واقیعت آریایی است .
سمعانی دریاره اهواز نوشته است : اهواز یکی از شهرهای مشهور ایران است که دانشمندان و بزرگان و بازرگانان بسیاری در آن زندگی میکنند . ولی اکنون نیم بیشتر اهواز ویران است . پیرامون ویرانی اهواز دلایل گوناگونی وجود دارد . بروز چندین باره بیماری طاعون و وبا در گذشته به دیلیل گرمای زیادش . شکسته شدن سد شادروان کهن و قحطی آب در آنجا .
بهبهان نیز از شهرهای باستانی خوزستان است که نام گذشته اش ارجان بوده است . حمزه اصفهانی می نویسد ( ص 39 ) ارجان ( بهبهان ) توسط شاه قباد ساخته شد . مقدسی نیز میگوید ( ص 421 ) : ارجان ولایتی است که بس مهم که پر از نخل و انجیر و زیتون است . یاقوت حموی می گوید ( ص 80 ) : فارسیان نخستین کسانی بودند که ارجان را ساختند . قباد پسر فیروزه در زمانیکه ملک را از جاماسب پس گرفت و با رومیان جنگید پس از آن امر کرد شهری در میان پارس و خوزستان بنا کند .
ابن منشاد مينويسد: «اهواز شهر بزرگي است، مردمش زرتشتي و مسلمان و انبار کالاها و فرآوردههاي خوزستان شکر، بافتههاي پشمي، جامههاي ديبا، پارچههاي کنفي و ديگر محصولات را از همه شهرهاي ايران به اهواز ميآورند و از اين شهر و به وسيله کشتي از راه خليج فارس به هندوستان و چين و از راه بصره و عراق و اصفهان به ساير کشورهاي جهان حمل ميکنند. بازرگانان و سوداگران و بيگانگان در اين شهر سود بسيار ميبرند. نام اهواز با کالاهاي شکر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگي موصوف بود و به همين جهت عربها اين شهر را «سوقالاهواز» ناميدهاند.»
مکان هاي ديدني شهر اهواز:
1- ساحل زيباي رود خانه بزرگ کارون
2- باغ پرندگان
3- اولين پل ايران(پل سفيد)
4- پارک جنگلي گمبوئه
5- دومين پل کابلي ايران و خاورميانه
6- خانه ماپار
7- دانشگاه ادبيات معروف به سه گوش
8- دانشسراي مقدماتي پسران متعلق به دوره پهلوي اول (در سال1314 )
گورستان زرتشتيان – اهواز
در کوهستان هاي خاور اهواز دخمه هاي در دل کوه تراشيده شده اند که مدفن زرتشتيان اهواز دردوران پيش از اسلام بوده است
وضع موجود دخمه ها چنين مي نمايد که آن ها ابتدا معبد بوده اند وبعدها به مدفن مردگان تبديل شده اند. نظير اين دخمه ها در کوه هاي شوشتر ورامهرمز ديده مي شوند.
کاشی لعابدار کشف شده در شوش خوزستان متعلق به دوره پیش از شاهنشاهی هخامنشیان 600 پیش از میلاد

