دوشنبه 24 فروردین1388
آیین ومذهب در شوش
استفاده از مطالب با ذکرمنبع بلا مانع است
لطفا برای ارتباط بیشتر در خبر نامه عضو شوید
با سلام خدمت دوستان خوبم که مرتب با نظراتی که می دهند من را دلگرم می کنن که بتوانم مطالب جدید تری را برای شما از شهرمون شوش به دست بیارم و در اینجا بزارم امید وارم که نتوانم نظر شما را جلب کنم مطلب امروزرو من در مورد آیین ومذهب در شوش انتخاب کردم که شاید بتونم مذهب دیرنه شهرمون رو به همه وعظمتی رو که داشته به تمام جهانیان معرفی کنم . روح الله پورطالب/ پان شوشیسم
آیین ومذهب در شوش
آیین و مذهب در شوش ، جدای ازآیین دیگر در سرزمین پهناور ایران نبود هر چند که مناطق مختلف ،آیین و مذاهب گوناکون را داشته اند شوش ، نیز مانن دیگر شهر های ایالاتهای ایران در هر مقطع زمانی با آیین نو ولی همانن به آیین ومذاهب قبلی روزگار سپری نمود . با توجه به اینکه اگر بخواهیم ادیان و مذاهب شوش را در گذر زمان هر چند خلاصه بررسی نماییم ناگزیریم گذری به ادیان باستان بزنیم تا شوش را که یکی از شهرهای مهم عیلام بود در خلال آین و مذاهب عیلام بررسی نماییم . لذا برای آغاز این مبحث نگاهی به آریانهای ایرانی فلات ایران می افکنیم .
آریانها (شعبه ایرانی )
یکی از شعب مردمان هند و اروپایی آریانهامی باشند که بعد از جدایی از مردمان هند و اروپایی بطرف جنوب رفته و به شعبه های مختلف تقسیم شدند : شعبه هندی ، شعبه ایرانی ،شعبه سکایی ،که بعضی از محققین عقیده دارند که اینها (شعبه سکایی ) از ایرانی های بوده اند، چه زبان آن ها از زبانهای ایران شمالی است. جهت آمدن آریانها به فلات ایران معلوم نیست چه بوده لکن اوستامملکت اصلی آریانها را ایران واج یعنی مملکت آریانها می نامد .
از تحقیقات محققین حاصل شده است که در مغرب ایران مردمانی بودنه اند موسوم به کاس سو ، که نژادآن ها معلوم نیست ولی در گیلان کادوسیان ،در مازندران تپوریها ،در جنوب غربی عیلامیها :،سواحل خلیج فارس و عمان از حبشی ها بوده ،بهر حال وقتی که آریانها به فلات ایران امده اند در اینجا مردمانی یافته اند که زشت و از حیث نژاد و عادت ، اخلاق و مذهب از انها پست تر بودند زیرا آریانها مردمانی بومی را (دیو) نامیده اند
راجع به مذهب آریانهای ایرانی باید در نظر داشت ، که مدتها مذهب آنها با مذهب هندیها یکی بود ، چنانکه به زبان واحدی هم تکلم می کردند ولی در قرون بعد جدایی مذهبی بین آنها روی داد . که می توان تاریخ جدایی را بین قرنهای هشتم و چهاردهم ق.م ذکر کرد .
مذهب آریانهای ایران چه بود ؟ از مطالعات محققین در مذهب هندیها و مقایسه آن با نتیجه مطالعات در اوستا این عقیده حاصل می شود که آنها معتقدبودند به یک عده از وجودهای خیر و خوب ،که گنجها و ذخایر طبیعت را به انسان می رسانیدند . در میان این ذخایر مهم تر از همه چیز روشنایی و باران بود ونیز اعتقاد داشتند به وجودهای بدو و تیره ، که باموجودات خوب در جنگ بوده و آنها نمی خواستند که انسان سعادتمند باشد . روح الله پورطالب
شب ،زمستان ،خشکسالی ،قحطی ،امراض ،مرگ سایر بلایات را از وودهای بدی می دانستند. مشخص است که وجودهای اولی را می پرستیدند ، حمد و ثنای آنها را می گفتند یا می خواندند وبرای آنها نیاز و نذر می کردند در حالیکه ارواح بد را دشمن می داشتند وبرای محفوظ ماندن از شر آنها به اورادی متوسل می شدند که بعدها باعث ترقی سحر و جادو گری در ایران گردید و زرتشت بر ضد این خرافات قیام کرد .
برخی محققین به این باورند که پرستش ورثرغنا (رب النوع رعد ) و میثر (رب النوع آفتاب ) در این زمان در مذهب آریانهای ایرانی داخل بود . آفتاب را چشم آسمانی می دانستند و رعد راپسر آن : بعبارت دیگر باید گفت که آریانهای ایرانی مانند آریانها ی ایرانی مانند آریانهای هندی عناصر را می پرستیدند ولی بعد بتدریج ترقی کرده بدرجه پرستش خدایی یگانه رسیدند و معلوم نیست که این ترقی در زمانی بوده است ولی آنچه مسلم است آریانهای ایرانی زودتر از آریانهای هندی به درجه ترقی رسیدند .
اریانهای ایرانی هرچند از حیث تمدن پست تر از بابلیها و آسوریهغا بودند ولی در عوض در اخلاق بر انها برتری داشتند چرا که معتقدات مذهبی آنها برتری داشتند چرا که معتقدات مذهبی آنها سعی و عمل ، یعنی کوشش و کارکردن رات باراستی و درستی تشویق می کرد و ایرانی های قدیم دروغ را یکی از بزرگترین ارواح بد می دانستند .
«کریستین سن» به نقل از «نیبرک » می نویسد (دین قدیم آریانها بر پرستش قوای طبیعت وعناصر و اجرام سمساری استوار بود . معذالک از زمان بسیار قدیم خدایان عمده طبیعت دارای خصوصیات اخلاق واجتماعی می شوند . / روح الله پورطالب
ادامه دارد
پنجشنبه 13 اردیبهشت1386
قدمت وعظمت شوش
استفاده از مطالب با ذکرمنبع بلا مانع است
لطفا برای ارتباط بیشتر در خبر نامه عضو شوید
با سلام خدمت دوستان خوبم که مرتب با نظراتی که می دهند من را دلگرم می کنن که بتوانم مطالب جدید تری را برای شما از شهرمون شوش به دست بیارم و در اینجا بزارم امید وارم که نتوانم نظر شما را جلب کنم مطلب امروزرو من در مورد قدمت و عظمت شوش انتخاب کردم که شاید بتونم قدمت شهرمون رو به همه وعظمتی رو که داشته به تمام جهانیان معرفی کنم . ر/پ پان شوشیسم
قدمت وعظمت شوش
براثر کاوشهایی که باستانشناسان انجام داده اند قدمت شوش را هزاران سال پیش از میلاد دانسته اند و نیز این نکته نشان می دهد که بنای آن در هزاران سال پیش از میلاد مسیح بوده و درطبقات پایین تر آثاری بدست آمده است ،که مربوط به هشت هزار سا قبل می باشد و این زمان اواخر عصر حجر یا اوایل عصر مس بوده است . (1)
«ابن مقفع»گفته است که : «نخستین بنایی که پس از طوفان نوح بوجود آمده حصار شوش بوده است.»
«مستوفی » در کتاب «نزهه القلوب » بنای آن را به «مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم ابوالبشر» نسبت می دهد و گوید : این اولین شهریست که در خوزستان بنا کردند و هوشنگ بر عمارت آ افزوده و قلعه ساخت و بر آن قلعه قلعه دیگری در غایت استحکام و شاپور ذوالاکتاف تجدید عمارت آن شهر کرد و شاپور خوره خواندو ...(2)
شوش در سال 17 هجری قمری به تصرف اعراب مسلمان در آمد ،در دوره اسلامی نیز مدت ها از شهر های پر جمعیت و پر رونق بود هنگامی که مرکز خوزستان به اهواز انتقال یافت ،شوش مرکزیت خود را از دست داد و رفته رفته رو به زوال گذاشت .
شوش یکی از قدیمی ترین مراکز متمدن جهان است که قدمت آن از شش هزار سال پیش از این تا اوایل قرن چهارم هجری می رسد، ذر این مدت طولانی شهر معمور بوده و مردم آن تمدن با شکوهی داشته و آثار بس شگرفی از خود باقی گذاشته اند
تپه های شوش نشاندهنده آثار بازماند از دوره استقراری هستند که عملا اسکان در آنبدون وقفه ،از آغاز هزاره چهارم تا قرن سیزدهم میلادی ،ادامه داشته است . دوره شوش1 که قدیمی ترین آثار و مواد شناخته شده وابسته به دوره استقرار و اسکان در منطقه کاوش را در بردارد در آکروپل آغاز می شود .
شوش در تاریخ عمر طولانی خود دارای دو عصر طلایی بوده است . دوره عظمت پادشاهان ایلام در زمان سلطنت «شیلخاک اینشوشیناک» که در این عصر خوزستان کشوری قوی و شوش شهری بسیار آبادان و مجلل و با ساختمانها و قصرهای سلطنتی و غنایم پر بها بوده است این دوره در سال 645 ق.م بدست آشور بانی پال خاتمه یافت .
دوره دوم عصر شاهنشاهان هخامنشی است که داریوش بزرگ شوش را تجدید عمارت نمود و قصرها و عمارات بسیار عالی و زیبا در آن بر پا کرد مانند قصر معروف آپادانا و این شهر را یکی از پایتخت های شاهنشاهی هخامنشی قرار داد و شاهراه تاریخی شوش به ساردس را احداث نمود که به واسطه آن این شهر که مرکز سیاست جهان بود مرکز تجارت شرق و غرب نیز گردید
پس از داریوش خشایار شاه و دیگر پادشاهان هخامنشی نیز بر قصر های آن افزودند (3).ر/پ پان شوشیسم 13/2/86
روح الله پورطالب
1- علیپور ، محمد ، شناسنامه شوش و دزفول ، انتشارات مسعود ، 1356 ، ص 28
2- مسوفی ، عبد الله ، نزهه القلوب ،ص 170 3
3- قدیانی ، عباس ، شوش بهشت شهرهای عیلام ،فرهنگ مکتوب ، تهران 1381، صص 61تا62
با تشکر از جلب توجه شما دوستان عزیز
مطلب بعدی من شوش در ادوار تاریخ است که از شما دوستا تقاضا می کنم که به ان هم توجه داشته باشید

