تبليغاتX
شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم  Persian Gulf
پان شوشیسم

چهارشنبه 19 تیر1387

تاریخ ایران به روایت جدول

استفاده از مطالب با ذکرمنبع بلا مانع است

 

لطفا برای ارتباط بیشتر در خبر نامه عضو شوید

 

 

 

مطلب جدیدی است که بعد از ماهها توانستم ان را به پایان برسانم

و در اختیار شما دوستان قرار بدهم این مطلب رو در چندین سری

ارایه می دهم تا بهتر بتوانیم استفاده کنیم روح الله پورطالب 19/4/87

 

 

زمان میلادی

زمان هجری

سلسله

پادشاه

رویدادها

پایتخت

حدود ٧٢٠ تا ٥٥٠ پیش از میلاد

 

مادها

دیا اکو

دیااکو هفت قبیله آریایی را در شهر هگمتانه متحد میکند.

هگمتانه

فره ورتیش

 

هوخشتره

 

آژی دهاگ

 

٦٧٥ تا ٣٣٠ قبل از میلاد

 

هخامنشیان

کورش

از بین بردن مادها - فتح بابل و دادن اجازه برای ساخت معبد به یهودیان - فتح لیدی – استقرار حکومت بزرگ پارسی – انتشار منشور حقوق بشر

شوش، هگمتانه، سارد، تخت جمشید

کمبوجیه

کمبوجیه پسر کورش به سلطنت می رسد، فتح مصر

گئومات

در نبود کمبوجیه، گئومات مغ خود را به جای بردیا برادر کمبوجیه معرفی می کند و به حکومت می رسد و کمبوجیه نیز دور از وطن می میرد. گئومات مردم را مجبور به پذیرفتن دین خودش می کند.

داریوش

فتنه گئومات توسط داریوش و متحدان خاموش می شود، شورش های مختلف در کشور فرو نشانده می شوند، ایرانیان در ماراتن از یونانیان شکست می خورند، داریوش دستور شروع به ساخت تخت جمشید را می دهد، ایران در زمان داریوش قدرتمند می شود و سیستم هایی مثل مثل تقسیم کشور به چند استان متفاوت و پست (چاپار) برای اولین بار به کار می افتند.

خشایارشاه

ایران به یونان حمله می کند و یونانیان برای به دست آوردن فرصت بیشتر برای ساخت یک نیروی دریایی بزرگ، سپاهی را به تنگه ترموفیل می فرستند تا سپاه بزرگ خشایارشاه را معطل کند. سپاه خشایار شاه پس از صرف وقت برای شکست دادن آن سپاه در کنار جزیره سالامیس به جنگ یونانیان می رود اما در جنگ دریایی سالامیس شکست سختی از یونانیان میخورد.

اردشیر درازدست، خشایارشاه دوم، سغدیان، داریوش دوم، اردشیر دوم، اردشیر سوم، ارشک

هخامنشیان به تدریج ضعیف می شوند

داریوش سوم

علی رغم مقاومت هایی مانند مقاومت آریوبرزن در نقاط مختلف کشور، سرانجام اسکندر مقدونی به کمک یونانی ها و مقدونی ها ایران را فتح می کند و تخت جمشید را آتش می زند، پایان کار هخامنشیان

٣٣٤ تا ١٢٦ قبل از میلاد

 

سلوکیان

سلوکوس اول، دوم و...، آنتیوخوس اول، دوم و... و...

سلوکیان، یونانیان جانشین اسکندر بودند که مردم ایران را وادار به قبول فرهنگ یونانی و استفاده از زبان یونانی می کردند.

سلوکیه

٢٤٨ قبل از میلاد تا ٢٢٦ میلادی

 

اشکانیان

اشک اول

پارت ها به رهبری اشک اول حکومت کوچکی را در مقابل سلوکیان یونانی تشکیل می دهند . 

نیسا، صد دروازه

اشک دوم، سوم و...

بالاخره به همت اشکهای بعدی سلوکیان به طور کامل از ایران پاک می شوند - در این دوران جنگ هایی میان ایران و روم صورت می گیرد که اکثرا به سود ایران به پایان می رسند. در یکی از معروف ترین این جنگ ها کراسوس سردار رومی که برای فتح کل ایران به راه افتاده بود، شکست سختی از سورنا سردار ایرانی می خورد. مرزهای ایران در زمان اشک نهم به بیشترین حدود خود در طول تاریخ اشکانی رسیدند. سواران پارتی در تیراندازی مشهور بودند و می توانستند بر روی اسب، به هر جهتی تیراندازی کنند.

 

 

 

 

اردشیر بابکان

اردشیر از نوادگان ساسان بر پایه ی تعالیم زردشتی در ایران شورش می کند و آخرین اشک را از پا در می آورد و سلسله ساسانی را تشکیل می دهد. ساسانیان خود را جانشینان هخامنشیان معرفی می کردند.

 

 

 

 

شاپور اول

شاپور اول، در مقابل والریانوس امپراتور روم به پیروزی بزرگی می رسد. والریان اسیر می شود و شاپور برای تحقیر او، از او به عنوان چهارپایه ای برای سوار شدن بر اسبش استفاده می کند.

 

 

 

 

هرمز اول، بهرام اول، بهرام دوم، بهرام سوم، نرسی، هرمز دوم

 

 

 

 

 

شاپور دوم (ذوالاکتاف)

در حمله ای سخت اعراب را شکست می دهد و به روایتی کتف آنان را سوراخ می کند.

 

٢٢٦ تا ٦٤٢ میلادی

 

ساسانیان

اردشیر دوم، شاپور سوم، بهرام چهارم، یزدگرد، بهرام پنجم (بهرام گور)، یزدگرد دوم، هرمز سوم، پیروز، بلاش

انقراض روم غربی بر اثر حمله قبایل وحشی

تیسفون

 

 

 

قباد اول      (دوره اول)

در زمان قباد آیین مزدک گسترش زیادی پیدا می کند. تا جایی که خود قباد نیز به آیین مزدکی در می آید و مزدکی را آیین کشور اعلام می کند. آیین مزدکی توسط مزدک پسر بامداد گسترش پیدا می کند. تعالیم مزدکی آیین ها و دستورات مشکلی داشته اند و شبیه به تعالیم کمونیستی بوده اند.

 

زاماسب

برای مدتی سلطنت از دست قباد به زامسب منتقل می شود. گفته می شود که زاماسب مرد عادلی بوده است.

 

قباد اول      (دوره دوم)

در این دوران وقتی قباد دوباره به سلطنت رسید به خاطر ترس از قدرت موبدان علاقه چندانی به آیین مزدکی نشان نداد

 

خسرواول (انوشیروان)

پس از قباد، انوشیروان، معروف به انوشیروان دادگر که وزیر دانایش بوزرجمهر (بوذرجمهر) یا بزرگمهر نام داشت به سلطنت رسید. در زمان انوشیروان کتاب کلیله و دمنه از هند به ایران آورده و ترجمه شد. انوشیروان همچنین مزدکیان را قلع و قمع کرد و آنان را اعدام و یا زندانی کرد. پیامبر اسلام(ص) در این دوران متولد می شود.

 

هرمز چهارم

 

 

خسروپرویز

باربد موسیقیدان ایرانی در این دوره زندگی می کرد. هجرت پیامبر از مکه به مدینه در دوران خسروپرویز بود. خسروپرویز نامه پیامبر به او برای دعوت به اسلام را پاره کرد. در دوران خسرو بهرام ششم یا بهرام چوبین که یک ژنرال ارتش بود حکومت را از شاه گرفت و خسروپرویز به روم شرقی گریخت و امپراتور روم، به او کمک کرد و حکومت را از بهرام باز پس گرفت و به او داد. پس از این که شاه جدید روم شاه قبلی را کشت وبه حکومت رسید،خسروپرویز به خونخواهی از امپراتوری که به او کمک کرده بود، قسمتهایی از روم را اشغال کرد اما دوباره آنها را از دست داد.

 

 

 

 

 

قباد دوم، اردشیر سوم، شیرویه، ملکه پوراندخت، هرمز پنجم

 

 

 

 

 

یزدگرد سوم

یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بود که در سن جوانی به حکومت رسید. زمانی که او به حکومت رسید، ایران در وضعیت آشفته ای قرار داشت. اعراب نیز پس از مدتی حمله به ایران را شروع کردند. بین یزدگرد و عمر در این دوران نامه هایی نیز رد و بدل شد و سرانجام سپاه ایران به فرماندهی رستم فرخزاد در محل قادسیه از سپاه اعراب مسلمان شکست خورد. به زودی تیسفون توسط اعراب فتح شد و ایرانیان به تدریج به اسلام گرویدند. یزدگرد که فراری شده بود به دست فردی ناشناس در نواحی مرو کشته شد.

 

 

قرن اول و دوم هجری قمری

امویان و عباسیان

خلفای اموی و عباسی

پس از خلافت عمر، عثمان و حضرت علی (ع)، امویان حکومت کرده و پس از چندی ضعیف شدند، عباسیان به کمک ابومسلم خراسانی (بهزادان) و ایرانیان همیار او (سیاه جامگان)، خلافت را به دست آوردند اما بعد ابومسلم را کشتند و حکومتی ظالم تر از امویان به وجود آوردند. بعدها قیام هایی از جمله قیام المقنع نیز علیه عباسیان صورت گرفت که سرکوب شد.

دمشق، بغداد

 

نیمه اول قرن سوم هجری

طاهریان

طاهر ذوالیمینین

طاهر از سرداران مامون بود که در خراسان حکومتی مستقل تشکیل داد. طاهر در چند جنگ خوارج را شکست داد. طاهر به تدریج سیستان و ماورا النهر را نیز تصرف کرد و آن مناطق را امن و آرام کرد. قیام سرخ جامگان به رهبری بابک خرمدین در آذربایجان علیه خلافت عباسی در همان زمان صورت گرفت. هنچنین مازیار نیز در این دوران در طبرستان قیام کرد که توسط طاهریان سرکوب شد.

نیشابور

امیران دیگر تا محمدبن طاهر

حکومت طاهریان در زمان محمد بن طاهر توسط یعقوب لیث صفاری سرکوب شد.

 

اواسط قرن سوم هجری

علویان

داعی کبیر

علویان از نسل امام حسن (ع) بودند و در طبرستان و دیلم  حکومت تشکیل دادند. علویان به دست سامانیان نابود می شوند

آمل

ناصر کبیر

 

نیمه دوم قرن سوم هجری

صفاریان

یعقوب لیث صفاری

انقراض طاهریان توسط یعقوب- سرکوب خوارج – جنگ یعقوب با خلیفه عباسی و شکست از او

زرنگ

عمرولیث

جنگ با امیر اسماعیل سامانی بر اثر توطئه خلیفه – اسارت عمرولیث توسط خلیفه و قتل او در زندان بغداد – پس از او صفاریان به طور ضعیفی حکومت کوچکی در اختیار داشتند.

 

قرن چهارم هجری

سامانیان

امیران سامانی

وزیرانی چون جیهانی و بلعمی – بزرگانی چون رودکی، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی – قدرت گرفتن تدریجی سپهسالاران

بخارا

اسماعیل

امیران سامانی

 

قرن چهارم هجری

آل زیار

مرداویج

 

اصفهان

وشمگیر

حمله سامانیان به آل زیار – آل زیار به جز گرگان همه متصرفات خود را از دست می دهند.

آل بویه

علی، حسن، احمد

شکست دادن خلیفه عباسی و به زندان افکندن او

 

عضد الدوله

کمک به عمران و آبادانی کشور و ساخت و ساز و کمک به کشاورزان

سایر امیران آل بویه

تجزیه و ضعف حکومت آل بویه

 

اواسط قرن چهارم تا اواسط قرن پنجم هجری

غزنویان

آلپتکین

 

غزنین

سبکتکین

گسترش حکومت غزنوی – زندگی بابا طاهر عریان

سلطان محمود غزنوی

فتح سرزمین های بازماندگان صفاریان – تصرف قسمتی از قلمرو آل بویه – حمله محمود به هند – وزارت حسنک وزیر – زندگی ابوالقاسم فردوسی طوسی سراینده شاهنامه

سلطان مسعود

قتل حسنک وزیر – شکست از سلجوقیان در جنگ دندانقان

١٠٥٥ تا ١١٩٤ میلادی

اواسط قرن پنجم تا اواخر قرن ششم هجری

سلجوقیان

طغرل

پیروزی بر مسعود غزنوی در جنگ دندانقان - براندازی بقایای آل زیار - براندازی آل بویه - تایید توسط خلیفه بغداد – وزارت عمید الملک و ابوالقاسم جوینی – زندگی ناصرخسرو قبادیانی

نیشابور، اصفهان، بغداد

آلب ارسلان

پیروزی بر روم شرقی (بیزانس) در جنگ ملازگرد و اسیر کردن امپراتور روم – وزارت خواجه نظام الملک

ملکشاه

مرزهای سلجوقی از چین تا ترکیه امروزی پیش می رود - وزارت خواجه نظام الملک – تاسیس مدارس نظامیه – دوران قدرت حسن صباح سردسته اسماعیلیان آن زمان در غرب در قلعه الموت – تهیه تقویم جلالی توسط خیام و رسمی شدن تاریخ هجری شمسی در کشور در کنار تاریخ هجری قمری که بعدها دوباره تا زمان رضاخان فراموش شد

سلطان سنجر

سرکوب سرکشی های داخلی

شاهان دیگر سلجوقی

قدرت گرفتن اتابکان – تجزیه حکومت سلجوقیان – تهاجم قراختاییان، غزها و خوارزمشاهیان – زندگی شهاب الدین سهروردی، شیخ اشراق

١٠٩٤ تا ١٢٣١ میلادی

قرن ششم و اوایل قرن هفتم

خوارزمشاهیان

قطب الدین محمد

 

سمرقند، گرگانج

اتسز، ارسلان، سلطانشاه،

تکش

زندگی نظامی گنجوی (گنجه ای)

سلطان محمد

تصرف سرزمین قراختاییان و همسایه شدن با مغولان – غارت کاروان مغول در شهر مرزی اترار، مطالبه قاتلین از طرف چنگیز، مخالفت سلطان محمد به خواست ترکان خاتون مادرش – حمله مغولان به ایران، فرار سلطان محمد به جزیره آبسکون در دریای مازندران – زندگی عطار نیشابوری

جلال الدین

جنگ ها و تعقیب و گریز های طولانی جلال الدین با سپاهیان مغول و مقاومت در برابر چنگیز در شهرهای مختلف

١٢٥٩ تا ١٣٣٥ میلادی

نیمه اول قرن هفتم تا نیمه اول قرن هشتم

اشغال مغولان

چنگیز خان

حمله به نواحی مختلف ایران و قتل و کشتار فراوان و آتش زدن کتابخانه ها و... – چنگیز در پایان عمر متصرفاتش را به فرزندانش جوچی، تولوی، اکتای و جغتای می سپارد

تبریز، سلطانیه

ایلخانان

هلاکو

سرکوب اسماعیلیان، انقراض عباسیان، ساخت رصدخانه مراغه

اباقا، تکودار، ارغون، گیخاتو، بایدو

زندگی سعدی – زندگی مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی مشهور به مولوی

غازان

مسلمان شدن غازان– وزارت خواجه رشید الدین فضل الله همدانی در دربار غازان

الجایتو (محمد خدابنده)

گرایش مغولان به تشیع – زندگی عبید زاکانی

 

 

نوشته شده توسط روح الله پورطالب در 19:48 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 3 تیر1387

مقام زن در شاهنامه سُترگ فردوسى طوسی

 

استفاده از مطالب با ذکرمنبع بلا مانع است

 

 

لطفا برای ارتباط بیشتر در خبر نامه عضو شوید

 

سلام دوستان

امید وارم امتحانات رو با موفقیت پشت  سر گذاشته باشید  مطلب جدید رو به خاطر

 روز مادر و تولد حضرت فاطمه که مقام زن در شاهنامه سُترگ فردوسى طوسی

نام دارد از وب سایت  یکی از دوستان گذاشتم که همگی استفاده کرده باشیم

با تشکر روح الله پورطالب ۳/۴/۱۳۸۷


مقام زن در شاهنامه سُترگ فردوسى طوسی

 

 

با وجود اينكه در اين قرن زنان در كارهاى اجتماعى، فرهنگى و هنرى پا به پاى مردان در تلاشند و ثابت كرده‏اند كه مى‏توانند با مساعدت خانواده و كمك و ارشاد دول دلسوز، بازوئى از بازوان جامعه باشند هنوز ابر سياه ستم در برخى از نقاط جهان از فراز سرشان كاملا نگذشته است. معمول چنين است كه همه مردم بلند نظر ميل دارند كه از نظر بزرگان درباره زنان آگاه باشند. من اين فصل را از اين جهت، آماده كردم تا نظر فردوسى را كه از بزرگان دين و اخلاق و فرهنگ در جهان است، مردم بدانند. فردوسی از زبان شیرین همسر خسرو پرویز به زنان آینده ایران چنین پند میدهد که سه چیز برای زنان دارای ارزش بیشتری است : شرم داشته باشند – ظاهر و چهره ای آراسته داشته باشند و فرزندان نیکو بدنیا آورند و در ضمن پوشش نیک و برازنده بپوشند  :

 

ز سه چیز باشد زنان را بهی                     که باشند زیبای گاه مهی

 

یکی آنکه با شرم و با خواستست                که جفتش بدو خانه آراستست

 

دگر انکه فرخ پسر زاید او                       ز شوی خجسته بیفزاید او

 

سه دیگر که بالا و رویش بود                   به پوشیدگی مویش بود

 

 

 

فردوسی از زبان شیرین شاهزاده ارمنی ایران زمین می فرماید که او در همه جای پشت و 

 

 یاور مردان و زنان دلیر بوده است و آنان را حمایت کرده است و کسی از وی تاکنون به بدی

 

 یاد نکرده است . اینچنین :

 

چنین گفت شیرین به آزادگان            که بودند در گلشن شادگان

 

چه دیدند از من شما از بدی ؟           ز تازی و کژی و نابخردی ؟

 

بسی سال بانوی ایران بدم               به هر کار پشت دلیران بدم

 

 

 او اشاره‏اى به دختركشى اعراب در رابطه با دودمان ضحاك تازى دارد, مهراب را تازى نژاد مى‏شمردند. مهراب چون از عشق زال( پور سام) و رودابه دختر خود، آگاه مى‏شود، بر مى‏آشوبد، و با زن خود به گفتگو مى‏نشيند، و از كار دخترش خشمگين مى‏شود و چنين مى‏گويد:

 

 

همى گفت رودابه را رود خون                               بريزم بروى زمين خود كنون‏

چو آن ديد، سين دخ بر پاى جست                           كمر كرد بر گرد گاهش دو دست‏

به پيچيد و انداخت او را ز دست                             خروشى بر آورد چون پيل مست

مرا گفت چون دختر آمد پديد                                  ببايستمش در زمان سر بريد

 

نكشتم نرفتم به راه نيا                                         كنون ساخت بر من چنين كيميا

 

 

فردوسى نظير نظر مهراب را درباره افراسياب بگونه‏اى ديگر گفته است: چون افراسياب از عشق دخترش منيژه با بيژن كه ايرانى است آگاه ميشود بر مى‏آشوبد و مى‏گويد:

 

 

ز ديده به رخ خون مژگان برفت                 بر آشفت و اين داستان باز گفت:

كرا دختر آيد بجاى پسر                           به از گور داماد نايد ببر!

 

 

بار ديگر داستان سودابه زن كيكاوس( زن پدر سياوش) در عشق باختن به سياوش، مطرح مى‏شود. كاوس در تاريخ ايران قديم، مورد خشم مردم قرار گرفته است و فردوسى كارهاى بد او را مو به مو شرح داده است. مردى كه تاريخ، او را چنين توصيف مى‏كند درباره تهمتى كه سودابه، بر سياوش وارد مى‏كند و نظير تهمتى است كه زليخا بر حضرت يوسف وارد كرده بود، نظر مى‏دهد كه سياوش از ميان تل آتش بگذرد, اگر سالم بدر آيد او راست گفته و سودابه دروغ مى‏گويد! در اين داورى، علاقه كاوس به سياوش فرزندش از يك سو ديده ميشود، و علاقه او به سودابه زنش از سوى ديگر, فردوسى از زبان كاوس چنين مى‏گويد:

 

 

چو فرزند و زن باشدم خون و مغز                   كرا پيش بيرون شود كار نغز

بدستور فرمود تا ساروان هيون                       آرد از دشت صد كاروان‏

هيونان به هيزم كشيدن شدند                          همه شهر ايران به ديدن شدند

نهادند هيزم دو كوه بلند                                شمارش گذر كرد بر چون و چند

بدور از دو فرسنگ هر كس بديد                    چنين گفت: كاين است بد را كليد

همى خواست ديدن سر راستى                        ز كار زن آيد همه كاستى‏

چو اين داستان سر به سر بشنوى                     به آيد ترا گر به زن نگروى‏

به گيتى بجز پارسا زن مجوى                        زن بد كنش خوارى آرد به روى‏

زن و اژدها هر دو در خاك به                       جهان پاك از اين هر دو ناپاك به‏

 

 

معمولا بيت اخير را بعضى مردان مى‏خوانند اما همان مردان در آن لحظات، بيت پيشين را بدست فراموشى مى‏سپرند, شنونده هم خيال مى‏كند كه نظر فردوسى در همين بيت اخير است در صورتیکه به روشنی معلوم است که زن بد سرشت از دید فردوسی بزرگ با اژدها برابر بوده است . در اساطير شاهنامه آمده است كه فريدون سه دختر پادشاه يمن را براى سه فرزندش خواستگارى كرد. پادشاه يمن چاره‏اى نمى‏ديد اما در دل خود غرولند مى‏كرد و مى‏گفت:

 

 

بدا از من، كه هرگز مبادم نشان                             كه ماده شد اين نره تخم كيان‏

به اختر، كسى دان كه دخترش نيست                      چو دختر بود، روشن اخترش نيست‏

 

 

يعنى در جهان، آن پدرى ستاره‏اش سعد است كه دختر ندارد, اگر دختر دارد، ستاره‏اش نحس است! اما بهر حال از بيم قدرت فريدون، سه دختر را به سه پسر فريدون داده روانه ايران مى‏كند، و براى حفظ ظاهر، با خود چنين مى‏گويد.

 

 

چو فرزند باشد به آئين و فر                    گرامى به دل بر، چه ماده چه نر

 

 

يعنى فرزند كه تربيت يافته باشد پسر و دختر ندارد، هر دو برابرند. نظريه تساوى زن و مرد، نظرى قديمى و دير پا است. فردوسى نظر خود را درباره زنان از قول بهرام گور مى‏گويد:

 

 

زن خوب رخ، رامش افزاى و بس                         كه زن باشد از درد، فرياد رس‏

به زن گيرد آرام، مرد جوان                                 اگر تاجدار است و گر پهلوان‏

هم از وى بود دين يزدان بپاى                              جوان را به نيكى بود رهنماى‏

  

 

وی درباره پادشاهی زن در ایران مى‏گويد كه پوران، كشور را با مدارا و محبت به خلق اداره كرد، و با نام نيك، جهان را بدرود گفت:

 

 

همى داشت پوران، جهان را به مهر                     نجست از بر خاك، باد سپهر

چو ششماه بگذشت بر كار او                             به بد ناگهان كژه پرگار او

به يك هفته بيمار بود و بمرد                             ابا خويشتن نام نيكى ببرد.

 

 

اين سبك فردوسى است كه هر جا نغمه ناسازى به زيان زنان سر ميدهند، او در جاى ديگر، آن را بسود زنان، جبران مى‏كند. مثلا وقتى كه رستم خيلى جوان بود و سوداى رزم داشت، پدرش او را اندرز داد كه اين كار براى تو زود است ولى رستم به پدر اين طور پاسخ داد:

 

 

كنون گاه رزم است و آويختن                          نه هنگام ننگ است بگريختن‏

ز افكندن شير شرزه است مرد                        همان جستن رزم و ننگ و نبرد

زنان را از آن، نام نايد بلند                            كه پيوسته در خوردن و خفتنند!

 

 

اما چون نوبت به« فرود» فرزند سياوش مى‏رسد كه ناجوانمردانه با اقدام طوس درشتخوى، كشته شد، زنان قلعه‏اى كه فرود در آن، موضع گرفته بود براى اينكه اسير دست دشمن نشوند دست به فداكارى عجيب زدند و جان خود را فدا كردند يعنى يك يك خود را از فراز حصار قلعه بزير افكندند و جان سپردند و تسليم دشمن نشدند. فردوسى در اين باره چنين مى‏گويد:

 

 

فرود سياوش بى‏كام و نام                               چو شد زين جهان نارسيده به كام‏

بدانگه كه آمد زمانش به سر                           به گاه جوانى به سان پدر

پرستندگان بر سر دژ شدند                             همه خويشتن بر زمين بر زدند

همه ماهرويان او سرنگون                             ابا زيور و جامه گونه‏گون‏

بر آن سنگ خارا ز بام حصار                        چو آمد، شدندى همه پاره پار

همه آمدندى ز باره فرود                               چو آيد ز گردون ستاره فرود

 

 

نظير اين فداكارى را زنان و كسان همراه« شيخ شامل» در كوه‏هاى داغستان در حملات ناجوانمردانه قزاق‏هاى تزار، انجام دادند كه داستانى دراز دارد. آنان وطن پرستان قفقاز بودند كه بر اثر عياشى فتحعلى شاه و بى‏لياقتى او، جان خود را در راه سرزمين خود از دست دادند. كسى چه ميداند؟ شايد شاهنامه را خوانده بودند و از زنان قلعه، فرود، فرزند دلير سياوش، الهام و سرمشق گرفته بودند! شبيه اين زنان فداكار را تاريخ كمتر بياد دارد. چنين بود نقطه نظرهاى فردوسى درباره زنان كه از سراسر شاهنامه گرد آورده‏ام, و اين است بعدى از ابعاد شناخت انديشه‏هاى فردوسى. روانش شاد باد.

نظر خاور شناس خاور شناس مطابق معمول خود اين اشعار را كه ما از سراسر شاهنامه جمع كرديم تا نقطه نظر فردوسى را درباره زنان بدست آوريم، گردآورى نكرده، گوئى شأن خود را بالاتر از اين دانسته كه بخود زحمت بدهد و اين اسناد را يكجا گرد آورى كند. كسى كه درباره شاعرى كار مى‏كند بايد در درجه اول سخنانش مستند به اشعار آن شاعر باشد. از گلچين كردن داستان‏ها نمى‏توان نظر فردوسى را درباره زنان بدست آورد.

 

 منبع

www.Ariarman.com

 

 

نوشته شده توسط روح الله پورطالب در 18:58 |  لینک ثابت   • 
 
 Persian Gulf
کلیه حقوق این وب لاگ متعلق به اقای روح الله پورطالب می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است