تبليغاتX
شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم  Persian Gulf
پان شوشیسم

سه شنبه 8 آبان1386

شوش در دوره اشكاني ،ساساني و آغاز حكومت اسلامي

 

 

استفاده از مطالب با ذکرمنبع بلا مانع است

 

لطفا برای ارتباط بیشتر در خبر نامه عضو شوید

 

 

با سلام خدمت دوستان خوبم مقالات اين سري از شوش در ادوار تاريخ هم به پايان رسد اميدوارم كه استفاده لازم را برده باشيد در اينه اي نزديك به تفاوت شوش و تخت جمشيد اشاره اي دارم / روح الله پورطالب 8/8/86

 

شوش در دورة اشكانيان ـ 250 پيش از ميلاد تا 224 ميلادي

 

 

شوش در دورة اشكانيان يكي از استانهاي مهم اين دولت محسوب مي شد . اشكانيان تلاشهايي براي يوناني زدايي كردند و سرانجام نيز پس از گذشت يكي دو سده تا اندازه اي موفق شدند . شوش هر چند اعتبار دورة هخامنشي را باز نيافت ولي نسبت به دورة سلوكي وضع بهتري يافت .

 

از دوران اشكاني كتيبه ها و نقوش برجسته و مجسمه هايي باقي مانده است. نقش برجسته «اردوان پنجم» كه بر تخت نشسته و فرماني را به ساتراپ (استاندار) شوش مي دهد از آن جمله است . سر مجسمة يك مرد ناشناس كه ريش دارد و هم چنين سر مجسمة كلكه «موزا» همسر رومي «فرهاد چهارم» (2 پيش از ميلاد تا 2 ميلادي) نيز از آثار پر ارزش مجسمه سازي دورة اشكانيان است .

 

روي هم رفته نقوش برجسته و مجسمه هاي اين دوره بيشتر ويژگيهاي هنر شرق را به نمايش مي گذارد لكن مجسمه ها ضمن حفظ خصيصه هاي هنر شرق ويژگي هنر يونان را نيز به همراه دارند .

 

از دورة اشكاني گورستانهاي متعددي كشف شد كه نخست نشانگر تراكم جمعيت در اين دوره است و دوم اينكه بخشي از معتقدات مذهبي مردمان اين عصر را نشان مي دهد . طرف نظر از گورستانهايي كه در محوطة شوش كاوش شده اند از دو گورستان ديگر در اطراف شوش آشنايي داريم : يكي محوطه اي كنار جاده انديمشك / اهواز در تقاطع با جاده شوش ، با تابوتهاي سفالي لعابدار و ديگري در جنوب غربي شوش با فاصله سه كيلومتر در نقطه اي به نام حسين آباد كه تابوتهاي سنگي در آن ديده و كاوش شده است .

 

 

شوش در دورة ساساني ، 651 ـ 224 ميلادي

 

 

شوش در اوائل اين دوره از موقعيت نسبتاً خوبي برخوردار بوده است . در دورة ساساني علاوه بر گسترش شهر ، شهرهايي همچون جندي شاپور يا گندشاپور ، ايوان كرخه و شهرهاي ديگري را نيز به وجود آوردند . اهميت شوش در دورة ساسانيها به آن اندازه بود كه در آن ضرابخانه ايجاد كرده اند 

 

شوش در زمان شاپور دوم به علت شورش مسيحيان به طوري دچار ويراني و آتش سوزي شد كه پادشاه ساساني با اعزام لشكري شورش را سركوب كرد . شهر پس از اين واقعه ديگر رونق گذشته خود را به دست نياورد .

 

ساختمانهاي شوش در دوره ساساني مانند بناهاي ديگر اين زمان داراي نقاشيهاي جالب توجهي بوده است . از جمله در طبقة سوم كاوش گيرشمن در شهر شاهي بنايي حفاري شد كه 14 * 14 متر طول و عرض دارد . بنا شامل يك تالار ستون دار با سه راهرو در اطراف آن بوده است . تالار سه دروازه داشته است . روي ديوارها نقاشي شده بود كه منظره شكار را نشان مي دهد . بدين سان كه يك سواركار به سمت يك گله حيوان تيراندازي مي كند . و اين دقيقاً همان منظرة شكارگاه است كه در نقوش برجسته ساساني نيز ديده مي شود .

 

شوش در دورة پايان ساساني و آغاز استقرار قدرت اسلامي

 

          شوش در سال 640 ميلادي يعني حدود 20 هجري قمري به تصرف سپاهيان اسلام درآمد . در اين زمان شوش هنوز نتوانسته بود پس از ويراني زمان شاپور دوم قد راست كند و رونق گذشته را بازيابد ولي متروك هم نبود و داراي جمعيتي در خور بود . در اين زمان گسترش شهر بيشتر در قسمت شهر صنعتگران بوده است . هر چند در اين قسمت كاوشهاي زيادي صورت نگرفت ولي از همان مقدار كاوش آثار جالب توجهي ظاهر شد كه از آن جمله است مسجد نسبتاً بزرگي كه احتمالاً مسجد جامع شهر بوده است . اين مسجد در حدود 60 * 70 متر طول و عرض داشته است . در وسط مسجد حياطي وجود داشته كه گرداگرد آن شبستان ستون داري ساخته شده بود كه در سمت قبله سه رديف ستون و در سه سوي ديگر دو رديف ستون داشته است و احتمالاً در گوشه شمال غربي مناره اي گرد داشته است

قدمت اين مسجد را با استناد به شواهد معماري و باستان شناسي مربوط به سده هاي سوم يا چهارم هجري دانستند . اما با كاوشهاي كه در سالهاي اخير در اين مسجد صورت گرفت به اين نتيجه رسيدند كه در زير اين بنا مسجد كهنتري از نخستين سده هجري وجود داشته است .

مورخين و جغرافيانويسان عصر اسلامي اين شهر را مركز تجارت پارچه و نيشكر و ديگر اقلام تجاري دانسته اند . در كاوشهاي كاخ هخامنشي شائور در لايه هايي كه مربوط به دورة اسلامي است  به يك  كارگاه تصفية نيشكر برخورد شد كه داراي ويژگيهايي است كه براي مطالعة اين صنعت در گذشته اهميت بسيار دارد . شايد اين تنها كارگاه صنعتي از اين دست باشد كه مورد شناسايي قرار گرفته است .

 

شوش از سدة چهارم هجري رو به ويراني نهاد تا سرانجام در سده هاي هفتم و هشتم هجري به كلي متروك شد و حيات در آنجا به رفت و آمد زائرين بقعة دانيال نبي منحصر شد .

 

بنظر مي رسد كه در اغاز قرن هفتم ميلادي شوش يكي از شهرهاي شوشان در ميان ساير شهرهاي ان از عنايت و توجه خاص سلطنتي بهرمند نبوده است . تنزل ايلت نسبت به قرون گذشته اشكار و واضح است .

تجارت عمده و بزرگ دوره سلوكي كه ايالت مورد نظر در ان سهيم بود در همه جا دچار زوال وسقوط شده بود پيشرفت و ترقي كشاورزي همراه با يك تصاعد جمعيتي كه در دوره اشكاني مشاهده شده است . دچار تباهي شده باشد . جمعيت شهر نشين (حداقل درشوش )‌به همان نسبت جمعيت روستانشين تنزل و كاهش يافت .(1)

 

از نظر نقشه سوق الجيشي يا سياسي شوش اهميتي بيش از اين در بر ندارد مراحل فتح و پيروزي ايلت اهواز به وسيله لشكريان عرب به خوبي نشاندهنده ان است كه هرمزان پس از از دست دادن پايتخت خود اهواز بجز رامهرمز و شوشتر و شوش وجندي شاپور شهري را در تسلط و اختيار نداشتند  او كه نخست به رامهرمز غقب نشيني كرده بود سپس در درون حصار شوشتر به تجديد قواي خود پرداخت (2)

 

درخلال جنگهاي زنگيان ،شوش در دو نوبت محل تجمع سران نبرد قرار گرفت . در سال 876 ميلادي در اوج شدت اين جنگ و پنج سال پس از ان زماني كه الموفق سردار نظامي عباسي و برادر خليفه :«المعتمد» سه روز در ان به سربرد و طي ان در ملاقاتي كه با حاكم خوزستان داشت رداي افتخار به وي اهدا كرد اقامت الموافق در شوش انتخابي آزادانه و از روي قصد قبلي نبود بلكه بدان جهت بود كه شهر بر سر راه وي قرار داشت

 

سرانجام اينكه بايد دلايلي كه باعث جلب توجه سلوكيان در شوش گشنه و يونانيان را به استقرار در ان بر انگيخته است مورد پرسش قرار گيرند اضافه بر انگيزهايي سياسي كه ان را وادار به حفظ و نگهداري پايتخت قديمي هخامنشيان كرده  است ،به اساني به انگيزه هاي از نوع اقتصادي مي توان پي برد سلوكيان در امپراتوري خود قواعد و نظام موجود در محل را مورد احترام قرار داده اند مشروط بر انكه خراج و ماليات به طور مرتب و منظم به خزانه سلطنتي واريز گردد طبقه حاكم  در شوش توانسته  است تمامي و يا بخشي از امور مربوط به نظارت  و رسيدگي بر فعاليت هاي شهر و منطقه ان دامداري و كشاورزي  ونيز بازرگاني را در اختيار خود بگيرد بدون ترديد سربازان و مهاجران زمينهايي را به صورت موروثي و يا قابل انتقال دريافت مي كردند . ولي شوش نشانه اي از اين گونه معاملات بدست نيامده است (3)؟؟ ر / پ

 

1 شوش : ترجمه هايده اقبال به نقل از مقاله « بوشارلا »‌ص 255

2 شوش : ترجمه هايده اقبال به نقل از تاريخ طبري ص 193

3- شوش و جنوب غربي ايران ، كنفران بين المللي در شوش ص 227

 

نوشته شده توسط روح الله پورطالب در 15:58 |  لینک ثابت   • 
 
 Persian Gulf
کلیه حقوق این وب لاگ متعلق به اقای روح الله پورطالب می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است