تبليغاتX
شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم پان شوشیسم  Persian Gulf
پان شوشیسم

یکشنبه 27 اسفند1385

انواع تقویم

دوستان برای ارائه ارتباط بیشتر لطفا در خبر نامه عضو شوید

 

استفاده ازمطالب با ذکر منبع بلا مانع است

 

موش وبقر و پلنگ و خرگوش شمار                  زین چهار که بگذری نهنگ اید مار

وانگاه به اسب و گوسفند است حساب               حمدونه ومرغ و سگ و خوک اخر کار

 

با سلام مجدد خدمت شما دوستان عزیز :

از لطف اعتماد شما نسبت به این وب سایت کمال تشکر را دارم در این قسمت که پیش روی شما هست من تعدادی از تقویم ها دنیا را در زمان باستان و فعلی انتخاب کردم و به نظر شما می رسانم امید وارم که خدمت کوچکی به سال و تقویم و شما دوستان عزیز کرده باشم .ر/پ پان شوشیسم

تقویم در زمان اشکانیان

 

در دوران اشکانیان دو قسم تقویم ، یکی سلوکی و دیگری پارتی وجود داشت ، مبدا تاریخ یکی سلوکی را از سال 312 قبل از میلاد که مصادف با زمن تاسیس این سلسله است در نظر می گرفتند و مبدا تاریخ پارتی را از سال 247 قبل از میلاد که ابتدای سلطنت تیر داد اول است حساب می کردند .

مطابق تقویم سلوکی سال قمری است .یعنی دارای 12 ماه است و چون با سال شمسی مطابقت ندارد هر سال عده ماه ها را به جای دوازذه سیزده حساب می کردند . تا با سال شمسی مساوی گردد ، معلوم است که تقویم سلوکی تقلیدی از تقویم یونانی و مقدونی است که ترتیب سالش با سال قمری یکی است ، در تقویم پارتی سالها شمسی است و اسامی ماهها همان اسامی روستای است که تا کنون متداول است . فروردین الی اخر......

 

تقویم در زمان ساسانیان

 

در زمان ساسانیان هر سال مرکب از 365 شبانه روزو دارای 12 ماه بود که هر ماه 30 روز داشت و پنج روز اخر سال اندر گاه (پنجه دزده) نام داشت که این پنج روز بصورتی مستقل و مربوط به هیچ یک از ماهها نبود ، همان است که در دوران اسلامی به خمسه مترقه معروف شد ه است .

نظر به اینکه سال مداری (حقیقی) دارای 365 روز و 48 دقیقه و 49 ثانیه است و سال عرفی زمان ساسانیان دارای 365 روز بود به همین علت پس از هر چهار سال یک روز سال عرفی عقب تر از سال طبیعی می افتاد یعنی نوروز که با یستی همیشه در اول فروردین ماه باشد پس از گذشت هر چهار سال یک روز عقب می رفت با این حساب بعد از هر 120 سال مدت یک از سال طبعی (حقیقی) عقب تر می افتاد به همین سبب برای روحنیون به ملاحظه رعایت اعیاد و عادات مذهبی لازم بود که سال شمسی حقیقی بدانند روی همین اصل قرار گذاشتند که با دخالت دولت بعد از هر 120 سال ، سال را 13 ماه حساب می کردند . که به نوبت دو فروردین ،دو اردی بهشت، دوخرداد ، الی اخر ...می شمردند ، سال کبیسه را بهزیک نامیده که به مناسبت ان جشن می گرفتند . عقب رفتن نوروز با این ترتیب از 30 روز تجاوز نمی کرد(1)

 

تقویم بعد ازاسلام

 

کبیسه کردن تاریخ از اواخر دوران ساسانیان در بوته فراموشی قرار گرفت به همین جهت در زمان خلفای بنی عباس برای زارعین و مالکین از حیث پرداخت مالیات اشکالاتی تولید شد ، برای رفع این اشکال در سال 242 هجری قمری المتوکل خلیفه عباسی فرمان داد تا مطابق سابق عمل کرده یعنی صد بیستم را کبیسه کنند . لیکن این فرمان عملی نشد ،در سال 282 هجری قمری یعنی زمان خلافت معتضدبالله خلیفه عباسی مقرر شد که تاریخ پارسی ازتاریخ ژولیانی (رومی )پیروی کرده و در هر چهار سال ، سال را کبیسه کنند که این فرمان نیز عملی نشد تاریخی که بعد از اسلام برای ترتیب سال و ماه بین پارسیان معمول شده است تاریخ یزد گردی نام دارد که مبدا ان را اغاز سلطنت یزد گرد سوم حساب می کردند . در تقویم ید گردی مطابق معمول کنونی ماه به چهار هفته تقسیم نمی شود لیکن ، هر کدام از روزهای ماه دارای نام خاصی است هر روزی به ملکی اختصاص دارد ، بجز چند روز در هر ماه که بخدا متعلق است که ان روزها عبارتند از، روز اول هر ماه که ان را اور مزد می نامیدند.(2)

اسامی ماهها و روزها در تقویم اوستایی جدید مطابق ضبط معمول بعد از اسلام به شرح زیر است : فروردین ، رادی بهشت ، خرداد،تیر،مرداد فشهریور ،مهر ،ابان ،اذر ،دی ،بهمن ،اسفند و اسامی روزهای ماه :هرمز ،بهمن ،اردی بهشت،شهریور ،اسفندارمز،خرداد ،رواد،دی به اذر ،اذر ،ابان،خور ،ماه،تیر،جوش،دی مهر،مهر،سروش،رشن،،فروردین،بهرام،رام،باد،دی بدین،دین،ارده اشتاد،اسمان ،رامباد،ماراسفند،انیران،ماهی را که با روز همان ماه دارای یک اسم مشترک بودند جشن می گرفتند . پنج روزاضافی اخر سال که بنام اندر گاه معروف بود بنام یکی از فصول گاتها خوانده می شد .

تقویم اوستابعد از انقراض سلسله ساسانیان منسوخ نشد و در میان پیروان مذهب زردشت باقیمانده در خود ایران نه تنها نوروز بلکه سایر اعیاد دوران گذشته مدتها بقی بود حتی بعضی از انها تا عصر حاضر بر اسامی مختلف در نواحی ایران معمول است . ر/پ ( روح الله پورطالب)

 


۱– کلیات تاریخ ایران ، دکتر عزیز الله بیات ، موسسه مطالعات و انتشارات تاریخی ، بهار 1370 ، صص 504 تا507

۲– تاریخ ادبیات ایران، تالیف جلال الدین همایی ، ج 1 ،ص 36ص

 

تقویم جلالی

 

تقویم جلالی یا ملکی تقویمی است که در زمان سلطنت جلال الدین ملکشاه سلجوقی تدوین شد که تقویم فعلی ایران است .

علل وضع این تقویم این بود که چون تاریخ یزد گردی که اختصاص به زرتشتیان داشت بدون کبیسه محاسبه می شد به همین جهت نوروز ثابت نمی ماند و با اول بهار که ابتدای سال طبیعی است مطابقت نداشت ،به همین دلیل خواجه نظام الملک و سلطان ملکشاه در صدد اصلاح تقویم بر امدند ،در نتیجه جمعی از منجمین مامور تنظیم تقویم شدند که از جمله حکیم عمرخیام ،میمون بن نجیب واسطی ،ابالمظفر اسفزاری و چند تن دیگر را بر شمرده اند محل کار رصد خانه را به اختلاف در اصفهان و ری و نیشابور ذکر کرده اند .

مبدا این تاریخ را ابن اثیر ضمن وقایع سال 471 هجری قمری نوشته است که روز جمعه نهم رمضان سال 471 هجری قمری (مطابق با 15 مارس 1078 میلادی ) است .

سال جلالی از اول بهار(نوروز سلطانی ) اغاز می شود اسامی ماهها عبارتند از فروردین الی اخر و سال به فصول چهارگانه تقسیم شده ا ست(3)

سالهای کبیسه در تقویم جلالی (مانند تقویم کنونی ایران )ثابت نیستند و کبیسه کردن مطابق با نتایج رصد هر سال است کبیسه معمولا بعد از هر چهار سال یک بار اجرا می شود لیکن بعد از هر 29یا28 سال یکبار کبیسه بعد از 5 سال اجرا می گردد یعنی بجای سال 32سال 33 راکبیسه می گیرند(4)


3– دایره المعرف فارسی ،ج 1 ،ص 657

4 – تاریخ ادبیات ایران ، جلال الدین همایی ،ج 1، ص 441

 

تقویم اویغوری

 

در طول تاریخ تقویم های دیگری در ایران معمول بوده است از جمله تقویم ایغوری یا مغولی است که دارای یک دوره دوازده ساله بشرح زیر است .

یپچاقان ایل= سال موش

اودایل= سال گاو

بارس ایل= سال پلنگ

توشاقان ایل = سال خرگوش

لوی ایل = سال نهنگ

ایلان ایل = سال مار

یونت ایل = سال اسب

قوی ایل = سال گوسفند

یپچی ایل = سال میمون

تخاقوی ایل= سال مرغ

ایت ایل = سال سگ

تنگو زایل=سال خوک

سال مذکور در میان ترکان اسیای مرکزی از زمانهای قدیم معول بوده است ومشخصات هر سال را با طبایع هر یک از حیوانات نامبرده منطبق می کردند .

ابو نصر فراهی در نصاب صبیان اسامی مذکور را در دو بیت به نظم در اورده است.(5)

موش وبقر و پلنگ و خرگوش شمار           زین چهار که بگذری نهنگ اید مار

وانگاه به اسب و گوسفند است حساب         حمدونه ومرغ و سگ و خوک اخر کار


5 - دیوان لغات ترک ،محمود کشغری ،ج 1 ،ص 289

 

 

تقویم هجری قمری

 

تقویم هجری قمری تقویم دینی ممالک اسلامی است ،مبدا ان هجرت پیغمبر اکرم (ص) از مکه به مدینه است با اینکه واقعه هجرت در سال هشتم ماه ربیع الاول صورت گرفته است در زمان خلافت عمر اول ماه محرم را مبدا سال هجری قمری قرار دادند که مطابق است با روز جمعه شانزدهم ژانویه 622 میلادی ،اسامی ماهها قمری بشرح زیر است .

محرم ،صفر،ربیع الاول ،ربیع الثانی ،جمادی الاول،جمادی الاخر،رجب ،شعبان ،رمضان ،شوال ،ذیقعده ،ذیحجه.

تاریخ هجری قمری مبتنی است بر مدت زمانی که کره ماهیکبار بدور زمین می گردد ،زمانیکه لازم است تا انکه کره ماه پس از گذشتن از یک نقطه مدار خود بار دیگر بهمان نقطه برسد این مدت را گردش نجومی می گویند ، که مدت ان قریب به 27 روز و8 ساعت است بعد از این فاصله زمانی که ماه بار دیگر در اسمان مقابل همان کوکبی قرار می گیرد که قبلا واقع شده است بهمین مناسبت این گردش نجومی معروفاست،از این قرار ماه هر روزی تقریبا 27/1 درجه از مدار خود ،یعنی قوس 13 درجه را در جهت مستقیم طی می کند و اگر در نظر داشته باشیم که افتاب هم در همین زمان تقریبا یک درجه می پیماید لیکن از یک ماه نو تا ماه دیگر 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه است این مدت را گردش اجتماعی می نامند این مدت به اندازه دو روز از گردش نجومی دراز تر است .

نظر به اینکهمدت سال قمری متوسط367/354 شبانه روز است در طی 30 سال 367% اضافی قریب 11 شبانه روز می شود منجمان برای از بین بردن یازده شبانه روز می شود 2 طریق عمل می شود که در حال حاظرقادر به گفتن انها نیستم .

 

تقویم رسمی ایران

 

تقویم رسمی ایران بر اساس تقویم جلالی است که موجب قانون مورخ یازدهم فروردین ماه 1304 هجری شمسی (1343 هجری قمری) بر قرار گردید ،طبق ان اولین روز بهار اغاز هر سال است اسامی ماهها از ماههای قبل از اسلام اقتباس شده که عبارت است از

فروردین- اردیبهشت- خرداد - تیر- مرداد- شهریور- مهر ابان اذر - دی بهمن اسفند.

شش ماه اول سال هریک دارای 31 شبانه روز و پنج ماه دیگر هر یک دارای 30 شبانه روز و اسفند در سال های عادی دارای 29 و در سال های کبیسه دارای 30 شبانه روز است .طبق ماده دوم قانو مذکور سالهای اویغوری که در تقویم های سابق معمول بود منسوخ گردید ، در اسفند 1354 هجری شمسی قانونی به تصویب مجلسین شورای ملی و سنا رسید که به موجب ان تاریخ ایران تاریخ شاهنشاهی قرار داده شد .

که مبدا ان از اغاز سلطنت کورش اول یعنی سال 559 قبل از میلاد در فارس محسوب می شود ، در شهریور ماه 1357 ب اثر مبرزات مردم در زمان نخست وزیری مهندس شریف امامی طبق بخشنامه ای مقرر شد که سال معمول همان سال هجری شمسی باشد.

 

تقویم گرگواری

 

چون مدت سال مداری 365 روز و 5 ساعت و48دقیقه و49 ثانیه است و در تقویم قیصری سال را 365 روز و 6ساعت حساب می کردند یعنی در حقیقت در هرسال تقریبا 11دقیقه بیشتر بحساب می امد که این مقدار بعد از گذشت چهارصد سال نزدیک به سه روز می شد در سال 1582 میلادی این انحراف به ده روز رسید که اشکالاتی دراجرای مراسم دینی مسیحیان بوجئد اورد ،پاپ گرگوتر سیزدهم برای از بین بردن اختلاف مذکور فرمان داد که روز پنجم اکتبر سال 1582 را پانزدهیمین روز ماه مذکور حساب کنند و برای جلو گیری از بروز این اختلاف به کمک منجمان هم عصر خود تقویم قیصری را اصلاح کرد و مقرر گردید که در هر چهار صد سال سه کبیسه را حذف کنند .

اسامی ماهها در تقویم گرگواری به شرح زیر است و انها با تطبیق ماههای هجری شمسی بشرح زیر است :

ژانویه دارای 31 شبانه روز،مطابق 11 دیماه

فوریه دارای 28یا29 شبانه روز مطابق 12 بهمن

مارس دارای 31 شبانه روز مطابق 10 اسفند

اوریل دارای 30 شبانه روز مطابق 12فروردین

مه دارای 31 شبانه روز مطابق با 11 اردی بهشت

ژوئن دارای 30شبانه روز مطابق 11 خرداد

ژوئیه دارای 31 شبانه روز مطابق 10 تیر

اوت دارای 31 شبانه روز مطابق 10 مرداد

سپتامبر دارای 30 شبانه روز مطابق 10 شهریور

اکتبر دارای 31 شبانه روز مطابق 9 مهر

نوامبر دارای 30 شبانه روز مطابق 10 ابان

دسامبر دارای 31 شبانه روز مطابق 10 اذر

به پایان امدیم دفتر حکایت همچنان باقیست  ۲۷/۱۲/۸۵

سال نو هم مبارک


نوشته شده توسط روح الله پورطالب در 18:21 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 21 اسفند1385

سال و انواع تقویم

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است

 

 

دوستان برای ارائه ارتباط بیشتر  در خبر نامه عضو شوید

 

 

دوستان سلام ، امید وارم که با این مطلب که نوشتم خدمت کوچکی  به تاریخ و تقویم وشما دوستان گرامی کرده باشم این مطلب را سال و تقویم اغاز کردم و در ادامه به تقویم در زمان هخامنشیان اشاره دارم و در روزهای اینده به انواع تقویم در جهان باستان اشاره دارم همینجا جا دارد از دوست خوبم اقا کیوان( جاودانان) که باعث شد من خودم برم دنبال مطلب باشم و کار تایپ کردن  را انجام بدم کمال تشکر را دارم .ر/پ (روح الله پورطالب)

 

سال

 

تعریف انواع سال (سال عبارت است از مقیاسی جهت درک زمان که مقدار ان تقریبا با مدت حرکت زمین به دور خورشید برابر است) سال بر چند نوع است .

1-  سال اعتدالی یا سال شمسی (حقیقی) = سال اعتدالی یا سال شمسی حقیقی عبارت است از دو عبور متوالی خورشید (حرکت ظاهری) از اعتدالی ربیعی ،مدت ان تقریبا مسوی است با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 49 ثانیه .

2-  سال نجومی = سال نجومی عبارت است از دو عبور متوالی زمین از یک نقطه اسمان که مدت ان 365 روز و 6 ساعت و 9 دقیقه و 9 ثانیه است .

3-   سال انحرافی = سال انحرافی عبارت است از دو بور متوالی زمین از نزدیکترین وضع ان نسبت به خورشید (حضیض )که مدت ان تقریبا 365 شبانه روز و کسری است .

4-     سال قمری = سال قمری مساوی است با 12 ماه هلالی مدت ان برابر با 354 شبانه روز شمسی است .

5-  سال عرفی = سال عرفی سالی است که مدت ان تقریبا نزدیک به مدت سال شمسی حقیقی است سال عرفی بر دو نوع است :

 

  سال عرفی عادی که دارای 365 شبانه روز است و سال عرفی کبیسه که دارای 366 شبانه روز است ،که به وسیله تقویم می توان مدت متغییر سال عرفی را با سال شمسی درک کنیم .

 

6– سال نوری= سال نوری عبارت است از مسافتی که نور با سرعتی معادل سیصد هزار کیلومتر در مدت یک سال طی می کند ،این مسافت تقریبا برابر است با  2 10 . 7/9 کیلومتر.

 

 

 

تقویم

 

تقویم عبارت است از مجموعه قواعد و ااصولی که برای تعیین سال عرفی و ممطابقت ان با سال حقیقی به کار می رود.

نظر به اینکه مدت زمان سال مداری (حقیقی ) عدد صحیح  نیست بهمین علت بایستی تدابیری اتخاذ کرد که اختلافهای ناشی بین سالهای حقیقی و عرفی بتدریج زیاد نشود .

از دوران گذشته تا کنون ملل متمدن در هر گوشه ای از جهان از نوعی تقویم استفاده می کرده اند که مشهور ترین انها عبارت است از:

تقویم اسکندری ،تقویم بابلی (بخت النصری) ،تقویم ترکان (دوازده حیوانی ) ، تقویم روم قدیم (میلادی).

تقویم فرس قدیم(هخامنشی،اشکانی ،ساسانی )،تقویم قبطی (مصری) تقویم هجری(هجری قمری و هجری شمسی) تقویم یزدگردی تقویم هندی ، تقویم یونانی (المپیک) تقویم یهود .

اینک به شرح اختصار ی در مورد تقویم هایی که با تاریخ ایران در ارتباط بودن می پردازیم:

 

 

تقویم در زمان هخا منشیان

 

با کمال تاسف اطلا عات زیادی در مورد چگونگی تقویم در زمان هخا منشیان در دست نیست ، از متن کتیبه بزرگ داریوش اول واقع در بیستون چنین استنباط می شود که در ان زمان حساب اوستائی معمولی نبوده زیرا اسامی ماهها ایکه در کتیبه نامبرده ذکر شده با اسامی ماهها ایکه در دوره اشکانیان و ساسانیان معمول بوده تفاوت دارد .

کتیبه بیستون به علت مرور زمان و مخدوش بودن قسمتهایی از ان تنها اسامی 9 ماه ازسال را در بر دارد اما بعد از کشف الواح تخت جمشید و مطالعه انها اسامی سه ماه دیگر از سال روشن گردید ، ماههای سال در دوران هخامنشیان عبارتند از :

1- اود کن ئیش                  که با فروردین ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

2 – ثور واهر                    که با اردی  بهشت  ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

3- تائی کرچی                   که با خرداد ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

4 – گرم پد                        که با تیر  ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

5- درن باچی                     که با مرداد ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

6 – کارت یاشیا                  که با شهریور ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

7 – باغ یادیش                    که با مهر ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

8 – ورگزن                        که با ابان ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

9 – اثری یادی                    که با اذر ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

10- انامک                         که با دی ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

11 –سا میا                         که با بهمن ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

12 – ویخن                        که بااسفند ماه تقویم زرتشتی مطابقت دارد

 

در زمان هخامنشیان اول هر سال با اغاز پائیز شرع می شد با تقویم بابلیها مطابقت داشته است عده ای از محققین تصور می کنند که بعدها داریوش اول تاریخ اوستایی را پذیرفت و ان را در ایران رسمی کرد لیکن برای تایید این نظر سندی در دست نیست با این همه از محتوای کتاب کویین کورتیوس روفوس مورخ قرن اول میلادی که شرح حال اسکندر کبیر را نوشته چنین بر می اید که سال ایرانی در زمان وی با سال رایج میان زردشتیان قرنهای بعد تفاوتی نداشته است .

راجع به این موضوع که در دوره هخامنشی مبدایی برایتاریخ وجود داشته یا نه و اگر وجود داشته ان را از چه زمانی حساب می کردند اطلاعاتی در دست نیست ، لیکن از طرفی نظر به اینکه در بابل اغاز زمامداری هر شاهی را مبدا قرار می دادند و تصور می رود که در دوران هخامنشی از همین روش پیروی می کردند زیرا مادیها و پارسیها از بابلیها و اسوری ها چیزهای زیادی اقتباس کردند(1)

ای بسا پس از افتادن مصر به دست ایرانیان در زمان کمبوجیه و آشنا شدن انان با اصول تمدنهای مصر مخصوصا پس از اصلاحات داریوش اول تقویم ساده و منظم مصری را ایرانیان اقتباص کردند ، توضیح انکه مصریان از زمان بسیار قدیم سال شمسی را رایج کردند با احتمال قریب به یقین از سال 4241 قبل از میلاد سال خورشیدی در کشور مصر مرسوم و متداول شدکه دارای 365 روز بود و همین امر بعدها دریافتند که سال خورشیدی انها به اندازه 4/1 شبانه روز انتخاب شده است اما به یقین میدانم که در قرن سوم قبل از میلاد بوسیله متداول شدن سالهای کبیسه اشتباهات حاصله تا ان موقع مرتفع شد.(2) ر/پ پان شوشیسم۲۱/۱۲/۸۵

 

 ادامه دارد

 

 

در ادامه به انواع تقویم در زمانهای مختلف اشاره می کنم از جمله تقویم در زمان اشکانیان،تقویم در زمان ساسانیان و تقویم بعد از اسلام اشاره ای دارم پس لطفا باز سر بزن تا مطلب جدید ارایه کنم . ر/پ

 

 

 

1 – ایران باستان ،حسن پیر نیا ،ج 2 ،ص 1498

2 – کلیات تاریخ ایران ، دکتر عزیز الله بیات ، موسسه مطالعات و انتشارات تاریخی ، بهار 1370 ، صص 501 تا 504

 

نوشته شده توسط روح الله پورطالب در 21:54 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 16 اسفند1385

خرابی بیت المقدس به دست بخت النصر

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است

 

خرابی بیت المقدس به دست بخت النصر

 

با سلام مجدد خدمت شما خوانندگان عزیز

از اینکه به ادامه داستان نظر می کنید تشکر می کنم در این قسمت می خاهم به خربی بیت المقدس به دست بخت النصراشاره ای کنم و همچنین به پایان کار بخت النصر هم اشاره ای دارم پس نظر شما خوانندگان عزیز را به ادامه مطالب جلب می کنم .ر/پ پان شوشیسم 

 

 

در سال 4836 درماه 11روز نهم ان سال عبریان بیت المقدس خانه خدا به دست بخت النصر خراب و ویران شد و بنی اسرائیل از ان روز تا کنون این روز را روز سوگواری میگیرند .و قران مجید در باره خراب بیت المقدس چنین میفرماید :یافتند نخستین بار بدست بختنصر پایمال شدند و بار دوم بدست طیطوس بود که این هر دو

بنی اسرائیل دوباره در عصیان و کفران طغیان کردند و هر دو بارکیفری بسزا بیت المقدس را غراب کردند و بنی اسرائئیل را قتل عام کردند هفتاد سال این دو خونخوار فاصله زمانی داشتند و هر دو برای عبرت بنی اسرائیل امدند و انها را ادب کردند . بخت النصر بیت المقدس را فتح کرد و اتش بخانه خدا زد و او را ازبیخ و بن ویران نمود و تمام نسخ تورات را هر کجا رفت اتش زد چنانچه حتی یک نسخه از تورات نبود ونماند و تمام خانه های فقیر و غنی ،شریف و وضیع ،اکابر و واصاغر را غارت نمود و همه در خانه ها را ویران ساخت و حتی برای انکه اثری از ان شهر نگزارد دیوار و سوروباره شهر را از جای کند و ویران نمود و تمام اموال و اثاثیه عتیقه قیمتی مانند شیران مسی و قد حها و طاوسها وقدور و مجمر ها و ظروف طلا و نقره و مس و فلزات قیمتی همه را برد و انچه نوشته اند هفتاد هزار بار ذخائر که با 745 نفر از ال یهود اسیر کرده به بابل برد .

 

اخر کار بخت النصر

 

بخت النصر ازجبار ترین و ستمکارترین و خونخوار ترین مردم دنیا بود این مرد ستم پیشه در سال 18 بلوغش براریکه سلطنت نشست . بتی از طلای نا ب ساخت که شصت ذرع (سی متر) بلندی ان بود و شش ذرع(سه متر) عرض ان بود بت خانهای بر ان ساخت و بت را در انجا قرار داد و فرمان داد که تمام مردم حاضر شوند وچون صدای شیپور و کرنا بلند شد همه به این بت سجده کنند و هرکس تمرد کند و سجده ننماید سر او را از گردن جدا سازید .

در پایتخ بابل همه مردم باطاعت او بترا سجده کردند سه نفر از شاگردان مکتب توحید بنام حینا، میثائیل ،عزریا  سر ازحکم او بر تافته بترا سجده نکردند اطرافیان که همیشه دایه مهربان از مادر هستند برای تقرب گزارش دادند که سه نفر حاضر بسجده بت نشدند .

بخت النصر انها را احضار کرد و گفت اگرسجده به ان خدای من نکنید شما را در اتش می افکنم .

ما ممکن نیست به صنم سجده کنیم از اتش تو هم بیم نداریم خداوند خالق مادر اتش هم نگهبان ما میباشد .

بخت النصر در غضب شد گفت اتش بسیار در جایی وسیع بر افروختتند و حکم نمود حینا – میثائیل – عزریا را گرفتهو دست گردن انه ببستند با لباس در میان اتش انداختند در همان حال اتش زبانه کشید بطرف کسانی که عامل این خیانت بودند و انها را در میان گرفت همه را بسوخت و این سه پیغمبر را در میان اتشحفظ نمود و مانند اتش ابراهیم سرد و گلستان شد و انها در میان اتش به تسبیح و تهلیل و تقدیس حق پرداختند باز گزارش به بخت النصر دادند به اتش نگریست و سخت در تعجب شد کنار اتش امد انها را صدا کرد گفت بیرون ائید که کار شما به راه حق بود وانها بیرون امدند بدون انکه چیزی از لباس انها سوخته شده باشد بختالنصر در حضور انها برای خدای بزرگ سجده کرد و به تکریم انها پردخت.

 

مکیخال بن دانیال

 

پس از دانیال و صی او پسرش مکیخال بود که معاصر سلطنت بهرام بن هرمز است و در سه سال سه ماه 4 روز معاصر او زمان امن و عدل و داد و ارامش و اسایش بوده است و پس از بهرام نرسی بسلطنت رسید و در زمان او میکخال در گذشت و انشوارا وصی خود گردانید . (3) ر /پ پان شوشیسم ۱۶/۱۲/۸۵                                              

                                                                     پایان این داستان

 


(3) تاریخ انبیا و قصص قران از ادم تا خاتم،عماد زاده حسین،انتشارات اسلام چاپ 43 تاریخ 1380 صص  706 تا 708

 

 

ضمن عرض خسته نباشید خدمت شما خوانندگان گرامی در ادامه مطالب می خواهم به تقویم و انواع تقویم و انواع سال اشاره کنم که شاید خدمتی هر چند کوچک به تاریخ و شما دوستان گرامی کنم از لطف شما تشکر می کنم.(  روح الله پورطالب )

 

نوشته شده توسط روح الله پورطالب در 13:1 |  لینک ثابت   • 

شنبه 12 اسفند1385

داستان بخت النصر

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است

 

داستان بخت النصر

 

در ادامه می خوام به داستان بخت النصر بپردازم که ادامه داستان حضرت دانیال است.

در این کتاب من به چیزهای جدیدی که خودم هم از انها خبر نداشتم بر خورد کردم و این نوشته ها را به شما خوانندگان گرامی تقدیم کنم .ر/پ پان شوشیسم

 

در عصر ارمیا پادشاه بابل که در کوفه حکومت داشت در ان شهر زنی زیبا را دید و در خفیه با او سروسری پیدا کرد رخام پادشاه بابل به ان زن که معروف شد مقاربت نمود زن لغزش خود را از کسانش پنهان داشت تا موقع حمل رسید در پنهانی ان طفل را در گونی نهاد برد کناربتی که از سنگ ساخته بودند نهاد نام ان بت (نصر) بود و منفور ان مردم بود ماده سگی بچه دار امد در کنار بت میان پای او کودکی دید پستان در دهان ان طفل نهاد و ان را شیر داد تا ان کودک یک ساله شد.

یک روز مادرش از انجا رد شد تا سر گذشت فرزند خود را ببیند ،دید طفلش فربه و سالم در میان پاهای بت است مدتی ایستاد ببیند که از کجا تغزیه کرده است سگی امد و او را شیر داد و برگشت مادر او را برداشت بخانه برد ونام او را بخت النصر گذاشت .

او به سن هفت سالگی رسید بسیار قوی و نیرومند و تنومند اما ابله رو و کریه المنظر شد و سرش مو نداشت و از یک پا لنگ شد و سرش مو نداشت و از یک پا لنگ شد و با چنین حال هیچ کودکی با او تاب مقاوت نداشت .

مادرش گفت بر خیز برو هیزم بیاور تا بدان غذا تهیه کنیم تا 12 سال کارش هیزم کشی بود .

در این اثنا بارمیا  و دانیال خطاب شد از بیت المقدس بنینوا و بابل بروید و خویشتن را از بخت النصر خریداری کنید و از وی امان بگیرید تا شما را امان دهد گفتند به چه نشانی او را بشناسیم . خطاب شد نشانی های او را دادند و این دو پیغمبر به بابل رفتند و پرسیدند نام تو چیست ؟گفت بخت النصر. شغلت چیست ؟ خار کشی . گفتند ای پسر تو بر بنی اسراییل ظفر خواهی یافت و ما را امان ده گفت اگر چنین شدم امان دهم و بزرگ گردانم و عزیز دارم عهد و پیمان ببستند انها به بیت المقدس باز گشتند و خبردادند که ای بنی اسرائیل هلاکت شما به دست کسی است به چنین شرایطی است اگربخواهید از دست او نجات یابید توبه کنید و به سوی خدا باز گردید .

بخت النصر درهمان اثنا که چنین خبری از پیغمبران خدا شنید خط اموخت و درس خواند تا منشی مخصوص وزیر شد وزیر گفت ترا چهمنصب دهم پاسخ داد حاکم زندان کن در ان وقت پنج هزار نفر زندانی او بودند و رسم بود که حاکم که حاکم یک زندانی به بیابان می برد تا پشته خار اورد – بخت النصر هر روز انها را فرمان اوردن هیزم داد و سهم خزینه را میفرستاد و بقیه را می گرفت .

یک روز بسبب کمی سهم خزینه سلطان بخت النصر را رنجانید اوهم رویه خود را عوض کرد و زندانیان را سلاح جنگی دادوتشجیح کرد و رو به شهر نهاد و حکم کرد هر کس را دیدند بکشند انها نیز به هر کس می رسیدند می کشتند بخت النصر هیچ کس را معاف نداشت مادرش پیش او امد وگفت این چه فتنه ای است شمشیر زد مادرش را هم کشت مردم دیدند او با مادر خو هم چنین کرد به دیگران هم رحم نخواهد نمود تن به تسلیم دادند و مطیع او شدند بخت النصر وزرا را بکشت و بر شهر تسلط یافت .

این کودتا قتل و کشتارسبب شد که به اسانی بر کاخ سلطننتی دست یافت شاه دید مردی عجیب و قهرمانی خون خوار است گفت هر کجا بفرمایی تا به جنگ بپردازیم  پادشاه لشکر را با مالی فراوان در اختیار او گذاشت و او را فرمان داد تا هر کجا رود انجا را مسخر نمایند تا همه دنیا مسخر او شوند او را به مصروشام فرستاد و او هم سوگند یاد کرد تا انجا را مسخر نگرداداند از پای نایستد- خبر حرکت او به بیت المقدس رسید  ارمیا و دانیال به بنی اسرائیل گفتند این بخت النصررا خداوند از خشم افریده است و او بر هیچ کس رحم نمی کند و عذاب او سخت است بترسید و به بیت المقدس پناه ببرید. بنی اسراییل همه در بیت المقدس جمع شدند و شروع به خواندن تورات کردند بخت النصر با لشکر جرارش به انجا رسیدند دانیال با زن و فرزند و دارایی محقرش نزد بخت النصر رفت و نشنی امان داد و امان گرفت بخت النصر بر بنی اسرائیل سلطه یافت هفتاد هزار نفر را بکشت مسجد القصی را خراب کرد تمام کتب تورات را نابود کرد و سوزانید و تمام اموال کشتگان را به یغما به بابل برد و عده ای را هم اسیر کرد و برگشت .

یک روز بخت النصر دانیال را خواست گفت ای دانیال من خوابی دیدهام تعبیر کن پرسید چگونا است گفت خواب دیده ام نردبانی میخ زده ام .

دانیال گفت تو هفتسال و هفت ماه و هفت روز وهفت ساعت مسخ گردی و از نوعی به نوع دیگر در ایی .

روزی بخت النصر بر تخت سلطنت نشسته بود که صورت ماری سرخ رنگ در هوا پدیدار شد و از هیبت او هیچ کس نمیتوانست او را بگیرد وهر باربه صورتی در می اید تا چون پیشه بر تخت نشست و هر سال یک رنگ به خود می گرفت .

برخی نوشته اند بصورت میمونی در امد و در تاریخ است که پس از هفت سال یک روز به صورت ادمی در امد دانیال را خواست گفت خواب دیده ام که دستی از دیوار بدر امد و مرا به زمین زد و ناپدید شد .

دانیال گفت سه روز به عمر تو باقی مانده است . اما بخت النصرقاتل خود را به هلاکت رسانید وازمرگ جان سالم به در برد (2).ر/پ پان شوشیسم 12/12/85 

 

 

 ادامه دارد

 

(2) تاریخ انبیا و قصص قران از ادم تا خاتم،عماد زاده حسین،انتشارات اسلام چاپ 43 تاریخ 1380 صص  704 تا 705

 

در ادامه به خرابی بیت المقدس به دست بخت النصرو پایان کار بخت النصر اشاره می کنم  همچنین میکخال پسرحضرت دانیال که وصی حضرت بودن اشاره ای هم دارم پس خوانندگان گرامی به ادامه این داستان در جلسات بعدی نظری بیفکنید  از همراهی شما کمال تشکر را دارم

نوشته شده توسط روح الله پورطالب در 20:14 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 6 اسفند1385

حضرت دانیال و بخت الانصر

استفاده ازمطالب با ذکر منبع بلا مانع است

 

حضرت دانیال  و بخت الانصر

 

امروز می خواهم برای شما خوانندگان گرامی از دانیال بگویم این پیامبر که در

ایام قبل ازمیلا مسیح زیسته است و هم اکنون در شهرمان شوش مدفون است.ر/پ

 

 

گفته شده که اولاد اسرائیل را بنی اسراییل گفته اند و اقوام بسیاری شدند واولاد یهودا را بنی یهود گفتند و این دو تیره بعلت زدوخورد و نزاع و جنگهای دامنه دار با انکه توالد و تناسل انها بسیار و افراد انها بی شمار بودند همواره به بکشت و کشتار قرنها می پرداختند ارامش و امنیت اجتماعی بین انها نبود .

 

دولت انها از زمان حضرت یعقوب شروع شد و تلاشواضمحلال انها در عصر بخت النصر خاتمه یافت .

 

ال اسرائیل دولتی تشکیل دادند و اسیر فراعنه مصر گردیدند و ال یهودا نیز در فلسطین و سوریه و عراق حکومت میکردند و قرنها با هم در جنگ بودند در عصر دانیال دولت یهودا اسیر دولت مصر گردید و بخت النصر که پادشاهی بسیار خشمناک و جبار بود از طرف پادشاه کلده باورشلیم حمله کرد – مصریا نعقب کشیدند و دولت یهود هم تسلیم او شد و بخت النصر بزرگان ال یهود را اسیر کرده به بابل برد .

 

حضرت دانیال پسر یوحنا بن یوشیا که نسبش بیهودا فرزند یعقوب میرسد در میان اسرا بود .

شبی بخت النصر خواب هولناکی دید تمام معبرین و حکمای بابل را برای تعبیر احضار کرد همه با اتفاق از تعبیرش فرو ماندند بخت النصر حکم کرد تمام حکمای بابل را به قتل برسانند در میان انها دانیال بود که از حکماء شایسته نیست انها را مکش من ان خواب را تعبیرمی کنم.

دانیال به در بار بخت النصر رفت و خواب را برای او بیان کرد وتعبیر نمود گفت : تو خواب دیدی صورتی و شکلی مهیب و بسیار بزرگ و مخوف با روئی روشن و سری از طلا با دست بار و سینه سیمین و دور ان از مس و دوساق پای از اهن و دو قدم از اهن و خزف و در ان وقت سنگی دیدی که از کوه حرکت کرد و بر ان صورت چون غبار شده بیاد رفت و ان سنگ همچنان د رجای او بزرگ شد تا کوهی عظیم گشت و تمامی زمین را فرو گرفت .

 

تعبیر خواب اینستکه تو بر تمام بنی اسراییل و تمام دولتها برتری پیدا می کنی و در اواخر خداوند دولت و سلطنتی ظاهر میسازد که این دولتها را محو خواهید نمود ابدالدهر پاینده خواهید ماند .

 

بخت النصر از اینکه تعبیر خواب او سلطنت پهناوری میباشد بسیار مشعوف شد و به دانیال سجده کرد و او را صله فراوان داد و بر تمام سرداران سپاه و حکمای درگاه  حکمرانی داده و کشور خود را به او بخشید و در حقیقت دانیال به منزله رئیس الوزرای بخت النصر شد و او مردم را بشریعت حضرت موسی دعوت کرد .

 

کتاب نبوت او مشتمل بر12 فصل و مشعر بر اخبار غیب و بعث پیغمبر اخر الزمان است و ظهور دانیال در سال 768 قبل از میلاد بود .

قبر دانیال در شهرمان شوش واقع در استان خوزستان مزار عمومی مردم است .

وجود این پیغمبر در قدرت حکومت مستبد و ظالمانه  بخت النصرحجتی اسمانی بر مردم بود تا بدانند که همچنانچه پیغمبران برگزیده برای هدایت هستند ستمکاران نیز برای انتقام از همان بیداد گران مهلت داده می شوند تا قیام کنند و دادمظلوم را از ظالم بنحو انتقام و کیفر بگیرند و در زمان همبن خونخواران بسیاری از صلحا بوده اند که هیچ کس مزاح زندگی انها نشده است و حتی برخی از واقفین بلعم الاجتماع در معرفی بخت النصر او را ادم خوبی میگفتنند در عصر ما هم این اوضاع مشهود و محسوس است اگر چه در عصر اسلام وخاتم النبیا (ص) بنا بر این بود که عزاب اسمانی بر مسلمین مانند سایر ملل نباشد .ولی در سال 1333  که سیل بنیان کنی در شمیرانات تهران امد  بیشتر کسانی را مورد قهر و غضب قرارداد که متجاهر بفسق و مصر بر معصیت بوده اند یا در سال قبل از ان خسفی در طرود رخ داد و مردم ان عمل قوم لوط را داشتند و خلاصه سخن اینکه هر گونه فساد محصول دست خود مردم

است.(1) ر/پ پان شوشیسم 6/12/85

 

1-تاریخ انبیا و قصص قران از ادم تا خاتم،عماد زاده حسین،انتشارات اسلام چاپ 43 تاریخ 1380 صص 702تا704

 

 

در ادامه به داستان بخت النصر می پردازیم  

این داستان ادامه دارد

نوشته شده توسط روح الله پورطالب در 19:57 |  لینک ثابت   • 
 
 Persian Gulf
کلیه حقوق این وب لاگ متعلق به اقای روح الله پورطالب می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است